خانه پدرم 1390
فیلم «خانه پدرم» داستان پسری به نام «کاوه» است که به خاطر یک دزدی کوچک دچار دردسر شده است. پدر و مادر او از هم جدا شدند و هر یک زندگی خود را دارند. مادر کاوه او را به پدرش می سپارد و در این میان مشکلاتی برای پدرش به وجود می آید.
فیلم «خانه پدرم» داستان پسری به نام «کاوه» است که به خاطر یک دزدی کوچک دچار دردسر شده است. پدر و مادر او از هم جدا شدند و هر یک زندگی خود را دارند. مادر کاوه او را به پدرش می سپارد و در این میان مشکلاتی برای پدرش به وجود می آید.
"سامان" نویسنده جوانی است که کتاب داستانش چند سال قبل جایزه کتاب سال را کسب کرده، ولی حالا بعد از ازدواج با "مژگان" به توصیه پدر او فعالیتهای فرهنگی را رها میکند و به کار اقتصادی پردرآمدی مشغول میشود. او بعد از مدتی احساس میکند از زندگی اصلی خود عقب افتاده و برای همین تصمیم میگیرد برای بازگشت دوباره آرامش از دست رفتهاش، مدتی جدا از همسر خود زندگی کند. به همین دلیل، بعد از دو سال به خانه پدریاش برمیگردد و ... .
اين فيلم داستان يك معلم و شاگرد قديمي است كه بعد از سال ها با یکدیگر در مسيری مشترك همراه مي شوند. برخورد نامناسب و مشكلاتي كه معلم در جواني داشته است باعث بروز مشکلاتی در تربیت این شاگرد شده است. در طول راه بر مبناي همين مسئله اتفاقات زيادي براي آن ها پيش می آید كه...
در پایان یک شب پرماجرا، آتیلا (رئیس یک باند) از بالای یکی از ساختمانهای تهران به پایین پرتاب شده و به قتل میرسد. شاهرخ (باستانشناس معروف) به جرم قتل آتیلا دستگیر شده و با حامد هم سلولی میشود، که به خاطر قتل همسر باردارش به اعدام محکوم شده است. سایه دختر شاهرخ به مهران میپیوندد تا نام پدرش را از این اتهام پاک کند…
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.
دیوار به دیوار داستان پنج خانواده را روایت میکند که به دلایلی مجبور میشوند سه ماه در یک خانه با یکدیگر زندگی کنند. این پنج خانواده پیش از این هیچ آشنایی با یکدیگر نداشتهاند و در یک روز، بنا به اتفاقی، مجبور میشوند با هم زندگی کنند.
این خانوادهها همگی واحدهای آپارتمانی را پیش خرید کردند و وقتی مورد کلاهبرداری قرار میگیرند چون جایی برای سکونت ندارند از مشیری که سازنده خانهها بوده میخواهند تا خانه خود را در اختیار این افراد قرار دهند و او هم با توجه به درخواست قاضی موافقت میکند و…
در پی درگذشت خواهر دوقلوی، امیرحسین دانشور فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت که در حال گذراندن خدمت وظیفه است،او به تهران فرا خوانده می شود. پدر او مهندس دانشور از مهندسان قدیمی شرکت ملی نفت که در اثر حادثه خودکشی دخترش سکته کرده و بستری شده است. امیرحسین پس از اتمام مراسم درست در شبی به تبریز برمی گردد که همان روز مردم تبریز طی اقدامی اعتراضی دفتر حزب رستاخیز را به اتش کشیده اند و ...
احترام السادات ( شیرین یزدان بخش ) و فروغ ( رابعه مدنی ) دو مادر سالخورده ای هستند که سالها چشم به راه بازگشت فرزندانشان از جبهه جنگ هستند و حالا در غم دوری فرزندشان، دوستی بسیار نزدیکی به یکدیگر پیدا کرده اند. آنها هر هفته به ستاد شهدا می روند تا خبری از فرزندانشان بگیرند اما همیشه به آنها گفته می شود که خبری از فرزندانشان نیست تا اینکه در یک روز که احترام السادات به تنهایی به ستاد شهدا مراجعه می کند، به او گفته می شود که جسد فرزندش پیدا شده و بزودی آن را تشییع خواهند کرد. اما احترام السادات به علت رعایت حال فروغ که به سرطان مبتلا شده و پزشکان هم گفته اند مدت زمان زیادی در قید حیات نخواهد بود، از مسئول ستاد ( صابر اَبَر ) خواهش می کند تا به فروغ بگوید جسد پیدا شده متعلق به پسر اوست، اما مسئول ستاد به شدت با این تصمیم مخالفت می کند و...