خانه پدرم 1390
فیلم «خانه پدرم» داستان پسری به نام «کاوه» است که به خاطر یک دزدی کوچک دچار دردسر شده است. پدر و مادر او از هم جدا شدند و هر یک زندگی خود را دارند. مادر کاوه او را به پدرش می سپارد و در این میان مشکلاتی برای پدرش به وجود می آید.
فیلم «خانه پدرم» داستان پسری به نام «کاوه» است که به خاطر یک دزدی کوچک دچار دردسر شده است. پدر و مادر او از هم جدا شدند و هر یک زندگی خود را دارند. مادر کاوه او را به پدرش می سپارد و در این میان مشکلاتی برای پدرش به وجود می آید.
«جمشید پیرو» و «محمود ارسیا» افسران اداره آگاهی، مسئولیت پرونده بزرگ مواد مخدر را به عهده داشتهاند. قاچاقچیان «جمشید پیرو» را همراه با خانواده اش طی حادثهای به انتهای دره فرستادهاند. در آن حادثه فقط دختر 9 سالهاش جان سالم به در برد. «محمود ارسیا» همکار وی بسیار تلاش کرد که این موضوع را ثابت کند و پرونده را به نتیجه برساند، ولی نتوانست و پرونده مختومه اعلام شد. دختری که از «جمشید پیرو» به یادگارمانده، در حال حاضر همکار سرهنگ «محمود ارسیا» است و در تلاش برای پیداکردن قاتل خانواده اش است.
این فیلم نُه روز از زندگی خواننده جوانی را به تصویر می کشد که متفاوت ترین روزهای عمر او به حساب می آید.
فیلم «سه ماهی» داستان زنی به نام «الهام» است که مبتلا به عارضه مغزی است و او در پذیرش یا عدم پذیرش عمل جراحی مردد است.
در پایان یک شب پرماجرا، آتیلا (رئیس یک باند) از بالای یکی از ساختمانهای تهران به پایین پرتاب شده و به قتل میرسد. شاهرخ (باستانشناس معروف) به جرم قتل آتیلا دستگیر شده و با حامد هم سلولی میشود، که به خاطر قتل همسر باردارش به اعدام محکوم شده است. سایه دختر شاهرخ به مهران میپیوندد تا نام پدرش را از این اتهام پاک کند…
داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آنها میباشد به تهران میآیند. ماجرا از آن جا آغاز میشود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید میشود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع میشود.
این سریال روایتگر یک مرد کارخانهدار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبهرو میشود. او آدم خودساختهای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانهاش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بیرویه جنسهای خارجی روبهروست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینهاش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.
هدی پس از سالها برای دریافت ارثیه پدری میآید اما برایش اتفاقات غیرقابل پیشبینی ای رخ میدهد..
این سریال به روحانیون و حضور آنها در محلهها و در کنار مردم توجه دارد و روی این موضوع متمرکز شده که روحانیون میتوانند در حل مشکلات مردم به آنها کمککنند.