برچسب صفرعلی کوهی

حیات 1383

حیات دانش آموز کلاس پنجم است. او باید در آزمون تیزهوشان بین روستاها شرکت کند. صبح روز امتحان پدرش دچار تنگی نفس می شود. حال پدر آنقدر بد است که مادر چاره ای ندارد جز این که در اولین فرصت او را به بیمارستانی در شهر برساند. حیات در غیاب مادرش باید از برادر هشت ساله و خواهر ۹ ماهه اش نگهداری کند، اما او اصرار دارد که حتماً در این امتحان، که در سرنوشت او یقیناً بی تأثیر نیست، شرکت کند.

پس باید راه چاره ای پیدا کند، برادرش، مشکلی نیست، او را راهی مدرسه می کند، اما برای نگهداری خواهر شیرخواره اش نبات، باید همسایه یا آشنایی را پیدا کند. اولین کسی که به نظرش میرسد، خاله بیگم است امّا وقتی به سراغ او میرود، صدای سرفه های او از دور هم شنیده می شود. اگرچه خاله بیگم از این امر استقبال می کند، اما به نظر «حیات؛ بهتر است، کس دیگری رابیابد، اما بقیه هم عذر خود را دارند. پس حیات تصمیم خود را میگیرد، او احتمالا در امتحان شرکت می کند اما با نبات...

خجالت نکش 2 (جدایی قنبر از صنم) 1402

یعنی صنم و قنبر به خاطر عقدبستن در روزی که قمر در عقرب بوده، دچار نحسی شده‌اند و باید از یکدیگر طلاق بگیرند و در روز سعدی، دوباره عقد کنند. آن‌ها دور از چشم فرزندان‌شان، طلاق می‌گیرند اما با فوت محضردار، عقدشان به تعویق می‌افتد.

نون خ 5 1402

این مجموعه 25 قسمتی به موضوعاتی چون محیط زیست، میراث فرهنگی، مسائل قومیت‌ها و اتحاد آن‌ها می‌پردازد و از داستانی طنز و جذاب برخوردار است. در این فصل نورالدین از روستای خود دل کنده و این بار به کرمان و چابهار سفر می‌کند.

نیمه روشن 1387

اين فيلم به مفاهيم معنوي و معجزه اشاره دارد و از رويكردي اجتماعي برخوردار است. داستان آن درباره يكي از رمان نويسان جنگ تحميلي است كه با يكي از موضوع هاي كتاب خود درگير مي شود و همين مسئله اتفاقاتي را به وجود مي آورد.

ملاقات غیرممکن 1390

این فیلم روایت زندگی امیر، مهندس جوانی است که در آستانه دستیابی به یک فرمول شیمیایی نوعی رنگ است که تاکنون از خارج وارد کشور می شود. درز این خبر مسئولان چند شرکت وارد کننده این رنگ از جمله پدر زن امیر را هراسان کرده و امیر پیش از برگزاری مراسم عروسی‌اش مورد سوء قصد قرار می گیرد. او ظاهرا کشته است و مژگان مصمم است تا راز قتل همسرش را برملا کند.

نیمه شب 1390

جوانی بنام علیرضا در یک تصادف با دختری بنام سمانه که باعث مرگ او شده به دلایلی می گریزد خانواده سمانه قلب او را به دختری به نام مهتاب اهدا کرده و باعث تولد دوباره او می شوند. مهتاب به دنبال خانواده سمانه میگردد تا از انها تشکر کند در این راه با علیرضا اشنا میشود که همچنان متواریست و ....

هاتف 1396

در روز عاشورا، ابراهیم در کربلا بر اثر حمله قلبی می‌میرد. دخترش ریحانه پیگیر آخرین گفته ناتمام پدر می‌شود. این پیگیری ریحانه را رو در روی خانواده و زندگی زناشوییش قرار می‌دهد اما ریحانه اعتقاد دارد که عدالت نمی‌تواند در پشت در خانه آدم جا بماند… او پرده از ابهام وصیت پدر بر می‌دارد. در این روند شخصیت و ایمان خود را بازسازی کرده و به دست می‌آورد.

جناب عالی 1400

سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه‌ ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم‌ های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی‌ شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساخت‌ها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.