آرزوهای ناتمام 1392
شهرام و سیامک از یک سری بچه های کار سرپرستی میکنند اما آنها برای به دست آوردن نیازهایشان دست به یکسری کارها میزنند که…
شهرام و سیامک از یک سری بچه های کار سرپرستی میکنند اما آنها برای به دست آوردن نیازهایشان دست به یکسری کارها میزنند که…
این فیلم درباره ی دو جوان ماجراجو است که همزمان با مسابقه تیم ملی کشورمان در فینال جام جهانی ۲۰۱۴ از فرصت استفاده می کنند و نقشه هایی را در سر می پرورانند و…
گاهی می شود که نمی شود، گاهی هزار بار دعا بی اجابت است، گاهی گمان نمی کنی و می شود
سریال "آفتاب و زمین" به مقطع زندگی سید روحالله خمینی و خانوادهاش در شهر خمین میپردازد.
داستان این فیلم درباره جوانی به نام رضا سرچشمه ( پولاد کیمیایی ) است که به همراه دوست اش ( حامد بهداد ) تصمیم می گیرند تا به زندگی2 یک شخص سیاسی پایان دهند. این دو موفق به انجام اینکار می شوند اما در لحظه ی آخر، رضا دوستش را فراری می دهد و خودش توسط ماموران دستگیر می شود. رضا اعتراف می کند که همه چی تقصیر او بوده به همین دلیل به زندان(!) محکوم می شود. در زندان، علی رغم اینکه مامور ساواک به رضا پیشنهاد همکاری با دولت در ازای آزادی اش از زندان را می دهد اما رضا به دلایل نامشخص این پیشنهاد را رد می کند و منتظر می ماند تا مدت زمان دوره محکومیت اش سپری شود. بعد از آزادی از زندان ، رضا پیش زن و بچه اش بر می گردد و تصمیم می گردد تا زمان بیشتری را با آنها سپری کند اما بار دیگر از طرف گروهی به او پیشنهاد می شود تا مدیر یک شرکت نفتی را به قتل برساند . رضا هم بار دیگر راه کشتن را در پیش می گیرد اما بعد از وارد شدن در این بازی ، متوجه می شود که دلیل کشتن مدیر شرکت نفتی چیزی شبیه به یک خصومت شخصی بین یک عده و آن مدیر است و...
توران که به ناتاشا شهرت دارد و یک خلافکار حرفهای میباشد، پس از سالها به ایران بازمیگردد. او با عبدالله پلنگ که یک خلاف کار سابقهدار بوده و سالهاست کار خلاف را کنار گذاشتهاست، شروع به سرقت مسلحانه میکنند. پس از مدتی پسر عبدالله دستگیر شده و در یک سرقت مسلحانه، داماد او توسط پلیس زخمی میشود و ناتاشا نیز عبدالله را به کشتن داماد زخمیاش وادار میکند. پس از قتل وی توسط عبدالله، خود او نیز در چاه خانه پدرخوانده ناتاشا به طرز فجیعی کشته میشود. پس از قتل عبدالله پلنگ توسط ناتاشا، خود او نیز تحت تعقیب قرار میگیرد. اصغر که خیلی ترسیده است و ناتاشا او را تهدید کرده، با همسرش می رود تا خودکشی کنند ولی پسر بچه و دختر جوانی مانع این کار می شوند. اصغر تصمیم میگیرد بچه را همراه با خودش بکشد ولی کبری مانع او میشود. عیسی و کبری با صحنهای هراسانگیز روبرو میشوند و به خانه میروند و تصمیم میگیرند به پلیس خبر دهند. پلیسها در حین جستوجو عیسی را پیدا میکنند و به قضیه شک میکنند ولی عیسی از ترسش دروغ میگوید. اصغر که نتوانست خودکشی کند چارهای ندارند جز اینکه پسر را بکشد. به سراغ او میرود ولی باز هم کبری جان او را نجات می دهد. اصغر چندی بعد به هوش میآید و فرار میکند. عیسی پیش مادرش میرود و قضیه را به مادرش میگوید. آنها پیش پلیس میروند و همه چیز را میگویند. پلیس اصغر را پیدا میکند ولی او همه چیز را انکار میکند. پلیسها فردا برای گشتن خانه اصغر میروند و چیزی پیدا نمیکنند. ناتاشا مشکوک میشود و به کمک اصغر فرار میکند ولی تحت تعقیب قرار میگیرد. وی در حین فرار مجبور میشود پلیسها را مجروح کند. معامله در حال انجام است که پلیسها از راه می رسند و همه را دستگیر میکنند ولی ناتاشا فرار میکند. ناتاشا به سراغ سودابه میرود و او را گروگان میگیرد. او میخواهد فرار کند ولی سودابه او را از هلیکوپتر بیرون میاندازد و او توسط پلیسها کشته می شود ولی قبل از کشته شدن اصغر را نیز میکشد.
مجنون ليلي » از 5 اپيزود تشکيل شده و در رابطه با کادوي ولنتايني است که بين چندين نفر دست به دست مي چرخد تا نهايتاً ... .
فرهاد به همراه دوست و نامزدش برای به دست آوردن ثروت ماربزرگ قصد کشتن او را میکنند، اما انگار این مادربزرگ را به هیچ طریقی نمیشود از سر راه برداشت و تازه او عاشق هم میشود و...