برچسب صالح رحیمی

زالاوا 1399

اهالی روستای زالاوا ادعا می‌کنند که دوباره جن به روستایشان زده است. استوار احمدی، رئیس پاسگاه عقیده دارد زالاوایی‌ها توهم زده‌اند. او برای بررسی مسئله و دیدار با ملیحه بهورز خانه بهداشت به آن‌جا می‌رود اما متوجه می‌شود آمردان، جن‌گیر معروف به ده آمده تا مراسم جن‌گیری برگزار کند. استوار که گمان می‌کند آمردان شارلاتان است با او درگیر می‌شود اما در مواجهه با آمردان و روستاییان، گرفتارمی‌شود و جان خود و معشوقه‌اش مورد تهدید قرار می‌گیرد.

زریان 1393

در اين سريال ارکان و خواهرش ارغوان بازارچه­ ای قدیمی را به ارث برده ­اند و هر کدام برنامه ­ای برای آن دارند، ارکان می­خواهد مجتمع تجاری بزرگی بسازد و ارغوان می­خواهد بازار را بازسازی کند جنگ دفاع از سنتها، پیشرف و مدرنیته میان خواهر و برادر حاکم است. ارکان و بچه هایش همراه با ارغوان در خانه ­ای زندگی می کنند. همسر ارکان در سانحه تصادف به داخل سد می افتد و جنازه اش هیچ وقت پیدا نمی­شود. ارکان اسبی دارد که گم می شود و دختری به نام "ئاسکه" اسب را پیدا می کند و رابطه ای عاطفی به قصد ازدواج میان ارکان و ئاسکه ایجاد می شود اما ارکان متوجه می شود که پدر او به خانواده ئاسکه ظلم زیادی کرده و قصد دارد که آن را جبران کند.

روزهای خوش زندگی 1393

جمشید که مردی زحمتکش و ساده است به همراه همسر، پسر و مادر پیر خود و مادر زنش در یک خانه، در محله ای قدیمی زندگی می کنند.طی اتفاقاتی که پیش می آید، پس از مدتی یک دلال ملک، خانه کنار دستی آنها را برای ساخت آپارتمان می خرد و جمشید که اول راضی نمی شود، به اجبار خانواده خانه را به آنها می فروشد و خودش به ناچار به یک آپارتمان در یکی از شهرکهای خلوت و دور افتاده نقل مکان می کند.