برچسب صالح خواجویی

دردسر طلایی 1391

فیلم «دردسر طلایی» داستان زندگی فردی به نام محمود است که پسر ناتنی شخصی به نام احتشام یکی از طلافروشان معروف شهر است. او عاشق دختری می شود که پدرش رفتگر است و در این میان کیفی پر از طلا گم می شود.

آهو خانم 1387

فیلم قصه‌ای اجتماعی دارد و به بهانه روایت زندگی یک زوج که می‌خواهند مهاجرت کنند مسائلی درباره جامعه امروز را مطرح و زن با کار در بهزیستی افکار تازه پیدا می‌کند.

ماهی کوچولوها دعا می‌خوانند 1387

همدم رومینا، دختربچۀ کوچک خانواده ماهی‌های حوض مادربزرگ‌ هستند. پدر و مادر رومینا شاغل هستند و مشغولیتشان باعث شده که کمتر با دختر خود وقت بگذارند. از طرفی رومینا که قلب کوچک و مهربانی دارد نمی‌خواهد آن‌ها را به خاطر نبودشان سرزنش کند و همین‌طور مادربزرگش را تحت‌فشار قرار دهد به همین خاطر تمام‌وقتش را با ماهی‌های حوض گذرانده و دوستی عمیقی بین او و ماهی‌ها شکل می‌گیرد. او در همین اوضاع بیمار شده و معلوم می‌شود که به بیماری سرطان خون مبتلا است. از طرفی مادر رومینا وکیل پروندۀ زمین‌های وقفی بوده که فردی سودجو به نام «گذرآبادی» به آن چشم دارد. مریضی رومینا و فشار این ملاک باعث شده که پدر و مادر رومینا بر سر باور و نجات دخترشان در یک دوراهی قرار بگیرند...

بیست و یک مسئله اساسی 1395

اين فيلم به داستان زندگی جوانی می‌ پردازد که از طرف پدر خود برای انتخاب همسر تحت فشار قرار گرفته است. در نهايت با ازدواج جوان و آمدن تنها عروس خانواده به جمع فامیل، فضای داستان شکل دیگری پیدا می‌ کند و ...

مشکلات یک مرد محترم 1389

فیلم «مشکلات یک مرد محترم» داستان مردی به نام «فيروز» را روايت می كند كه تنها كانديدای رياست شوراى روستاست. روزی نامه‌اى از سازمان حج و زيارت به دستش مى‌رسد كه بايد به مكه‌ برود. او با نام حاج فيروز مشكل دارد و تلاش می كند كه نامش را تغيير دهد.

رویای پروانه 1396

فیلم سینمایی «رویای پروانه» درباره مردی سرباز به نام «رسول» است. او از پادگان برای مرخصی به خانه می آید ولی با مجلس ختم پدرش روبرو می شود. پدرش قاسم با مردی به نام قسمت شریک بوده و در یک کارگاه شیشه گری کار می کرده که متاسفانه فوت شده است.

شکست سکوت 1394

این اثر داستان جوانی به نام امیرحسین را بیان می کند که بیماری قلبی دارد و باید هرچه زودتر عمل پیوند قلب انجام دهد. او بر حسب اتفاق با زوج جوانی به نام های کامران و فریبا تصادف می کند و پزشکان تصمیم می گیرند قلب کامران را که دیگر مرگ مغزی شده است با رضایت مادرش به امیرحسین پیوند بزنند، عمل پیوند انجام می گیرد و حالا امیرحسین که خود را مدیون مادر و فریبا نامزد کامران می داند سعی می کند به آنها کمک کند و اینها باعث شکل گیری اتفاقاتی می شود.

معجزه عشق (تبسم تلخ) 1399

فردی دفتر ازدواج و طلاق دارد و مشاوره خانواده هم هست. برادرش در خارج از کشور مجری شبکه‌های معاند شده و همین مسأله برای او مشکلات زیادی فراهم ساخته، به توصیه یکی از دوستانش برای اینکه جو متشنج کمی آرام شود و او کمی از حاشیه دور بماند راهی مسافرت می‌شود و در مسیر به خانم جوانی آشنا می‌شود.