صدای پای تردید 1388
این فیلم داستان مردی است که در یک شب بهاری در اثر ضربه قفل فرمان اتومبیل در خیابان کشته می شود .در این روایت ، همسر مقتول به عنوان متهم اصلی و قاضی دادگاه به عنوان گره گشا، بیشترین نقش را دارند .
این فیلم داستان مردی است که در یک شب بهاری در اثر ضربه قفل فرمان اتومبیل در خیابان کشته می شود .در این روایت ، همسر مقتول به عنوان متهم اصلی و قاضی دادگاه به عنوان گره گشا، بیشترین نقش را دارند .
داستان «شب سرد» از جایی شروع می شود که در یکی از مراسم عروسی بنا به سنت دیرینه، مردم روستا اقدام به تیراندازی می کنند که متأسفانه یکی از تیرها به کودکی خردسال برخورد کرده و کودک جان می سپارد.
سرگرد شایان، فرماندهی پاسگاه منطقه که از این موضوع مطلع می گردد به سرعت تشکیل پرونده داده و تحقیقات برای پیگیری حادثه آغاز می گردد و ادامه ماجرا...
در فیلم «محموله» قرار است محموله ای وارد یکی از تأسیسات برق آبی استان چهارمحال و بختیاری شود. یک تیم تروریستی با هک کردن سایت تأسیسات، متوجه این موضوع شده و تصمیم به جابجایی محموله گرفته که این اقدام، منجر به بروز حادثه ای ناگوار در بخش انرژی کشور می شود. ستوان امیر مهر آیین یکی از خبره ترین نیروهای پلیس فتا به همراه سرگرد محمد نامجو از افسران ارشد پلیس آگاهی استان از این موضوع مطلع گشته و باید در کمتر از دو ساعت اقدام به دستگیری تروریست ها کرده و مانع از ورود این محموله به سایت برق آبی شود و ادامه ماجرا...
فیلم “گوشی قرمز” روایتگر ماجرای جذاب سه نفر است که بطور اتفاقی گوشی های موبایلشان، به علت تشابه ظاهری، در فرودگاه باهم عوض می شود. یکی از آنها “مازیار فرهادی”، داور درجه یک فوتبال است. دیگری خانم “یلدا کمالی”، بازیگر معروف سینما و تلویزیون می باشد و نفر آخر “غلام سربندی”، صاحب یک گاوداری بزرگ می باشد. در حالیکه هر کدام از آنها به شهری از ایران سفر کرده اند و درگیر کار خود هستند با این اتفاق…
این فیلم داستان زندگي حاج ولي حاج گلي زاده يكي از دادستان هاي استان آذربايجان غربي را به تصوير مي كشد كه رويارويي او با سه پرونده مختلف آغازگر ماجراهاي این فیلم میباشد.
این فیلم داستان پنج روز از زندگی یک زن عرب است که در روزهای اشغال شهرش به دنبال پیدا کردن شوهر خود میرود و دراین میان نوزادش را در خانه جا میگذرد سپس بعد از برگشت به دنبال نوزاد خود میگردد.
و اینک بهشت داستان دختری به نام هانیه است که برای دیدار با همسرش، در تصمیمی ناگهانی مجبور می شود به مناطق جنوبی كشور سفر می کند . در این سفر با طاهره خانم آشنا می شود...
داستان این فیلم بین یك زن و شوهر و زن تنهایی كه در واحد كناریشان زندگی میكند، اتفاق میافتد و حوادثی كه پیش میآید، باعث میشود هركدام قضاوت نادرستی نسبت به ماجرا داشته باشند، اما روایت ماجرا از دید مرد، زن و زن همسایه در هر كدام از اپیزودها، شكل دیگری به آن میدهد و میبینیم كه همه چیز خلاف قضاوت ماست و حق با راوی آن اپیزود است؛ اما در اپیزود آخر شخصیت اصلی داستان یعنی زن همسایه معرفی و حقایق بیشتری معلوم میشود كه كمك میكند به قضاوت بهتری دست یابیم.