برچسب صادق توکلی

قاب های خالی 1385

داستان قاب‌های خالی دربارهٔ زندگی سه نسل از زنان یک خاندان ایرانی است و به فرهنگ و آداب و رسوم اقوام آذری، گیلکی و نقاط مشترک آنان می‌پردازد. زندگی مارال که سرگرم آماده‌سازی تئاتر جدیدی در کنار نامزدش، فریدون است با ورود نازنین به صحنه کارشان دستخوش ناآرامی می‌شود. مارال نگران است که حضور نازنین در زندگی مشترکش با فریدون نیز تأثیر بگذارد. از طرف دیگر مارال نگران بیماری مادربزرگش، سولماز نیز هست. به همین دلیل از فریدون فرصتی می‌خواهد تا بتواند کمی به ذهنش استراحت بدهد اما فریدون با این پیشنهاد مخالفت می‌کند، اختلاف بین مارال و فریدون باعث نزدیکی بیشتر مارال به سوی مادربزرگش می‌شود، مادربزرگ (سولماز) خاطرات دور و درازش را برای مارال تعریف می‌کند و از زمانی می‌گوید که در دوران کودکی همراه پدر و مادرش برای کار به قفقاز سفر می‌کنند، اما با به قدرت رسیدن بلشویک‌ها بخش عظیمی از ایرانیان مهاجر قفقاز به ایران برمی‌گردند؛ در حالی که در ایران حوادث زیادی منتظر آنهاست در نهایت مادر بزرگ که اولین بازیگر زن ایرانی در تئاتر است دفترچهٔ خاطراتش را در اختیار مارال می‌گذارد خاطرات پر فراز نشیب سولماز (مادر بزرگ) بازگوکننده فضا، احوالات، فرهنگ و آداب و رسوم و حوادث ایران در آن مقطع تاریخی است

دفتری از آسمان 1378

"طوبی"، دفتری از آسمان دارد که نشانی صدها مادر داغ‌دار در آن است. مادرانی که فرزندان‌شان در جنگ تحمیلی شهید شده اند و حالا در آرزوی دیدار آنها هستند. آرزویی که در واقعیت جاری محال و رویایی به نظر می رسد. طوبی رازی را می داند و قصد دارد آن را با دیگران تقسیم کند و ...

روح مهربان 1384

روح میرزا علی اکبرخان که فردی متدین و معتمد است، پس از فوتش در خانه اش ظهور می کند. سوگول نوه او که دختری شیرین زبان و حساس است، به همه می گوید که علی اکبرخان نمرده و او همیشه او را می بیند ...

به وقت رهایی 1392

فیلم به وقت رهایی به زندگی حکیم محمد هیدجی یکی از شعرا و فلاسفه نامی زنجان و ایران می پردازد و تلاش می‌کند تا در حد امکان شخصیت برجسته و اندیشه‌های تاثیرگذار و قابل تامل حکیم هیدجی را به مخاطبان معرفی نماید .

مسیر عشق (مسافر کربلا) 1387

يوسف پسربچه يازده ساله اي است كه آرزو دارد نذر مادربزرگ اش را ادا كند و آن پهن كردن قاليچه اي در كربلا است كه نذر دايي امير است كه از دوران جنگ ايران و عراق به وطن برنگشته. يوسف، پنهاني قاليچه را برمي دارد و سوار اتوبوسي مي شود كه مقصدش كربلا است.

ایران برگر 1393

امرالله و فتح الله بزرگان دو ايل هستند که با هم دشمني ديرينه دارند و در اين بين پسر امرالله عاشق دختر فتح الله شده است. از طرفي هم هر دو در يک رقابت انتخاباتي قرار مي گيرند.