برچسب صابر ناصری

از یاد رفته 1403

داستان سریال در مورد یک پیرمرد ثروتمندی به نام اسماعیل ادیبی بوده که بر اثر ایست قلبی فوت کرده است اما هنگام انتقال او به غسالخانه زنده میشود و تصمیم میگیرد ارث و میراث خود را تقسیم کند. او که سالها پیش پسرش اعدام شده است، عروسش به همراه نوه اش شهاب آنها را ترک کرده وحالا این پیرمرد بعد از گذشت سالها ردی از نوه و عروسش پیدا میکند و نوه دیگرش پریسا را به سراغ شهاب میفرستد تا با او ملاقات کند و ماجرای گذشته را برایش بازگو کند

کتونی زرنگی 1398

کتونی زرنگی سریال تلویزیونی طنز است که داستان آن در یک کارگاه مرباپزی رو به تعطیلی متعلق به مسعود کیایی(هدایت هاشمی) اتفاق می افتد. در این سریال بحث و جدلی در میان پسر مسعود و دایی‌اش محسن و ایرج که در کار واردات مربا هستند، رخ می دهد.

آفتاب پرست 1401

آفتاب‌پرست، داستان دو رفیق خفت‌گیر به نام‌های جمال و منوچ است که عشق لاتی و سطح یک شدن در خفت‌گیری را دارند اما از بی عرضه‌گی و بدشانسی گیر پلیس می‌افتند و به زندان می‌روند. جمال در زندان به همه می‌گوید که در سطح یک فقط پورشه‌سوار خفت کرده‌اند و به همین خاطر به جمال پورشه معروف می‌شود و...

آزادی مشروط 1401

قصه سریال «آزادی مشروط» درباره سه زندانی است. آنها به‌‌دلیل جرمی که مرتکب شده‌اند، در زندان به‌سر می‌برند اما ورود کرونا باعث شده است آنها آزادی مشروط را تجربه نمایند و بتوانند با خدمت کردن، بخشی از دوره محکومیت خودشان را جبران کنند.

شیشلیک 1399

یکی از اهالی شهرکی در حاشیه تهران، تحت تأثیر شرایط خاصی که از سوی رئیس کارخانه‌ای برایش رقم خورده‌است، طغیان کرده و در جستجوی رهایی خانواده‌اش برمی آید و…

جاده قدیم 1394

داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آن‌ها می‌باشد به تهران می‌آیند. ماجرا از آن جا آغاز می‌شود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید می‌شود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع می‌شود.

نون خ 2 1399

داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهی‌هایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه می‌شود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزله‌های معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ می‌داد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیده‌های غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.