برچسب شیوا خسرو مهر

قصه ها و واقعیت ها 1388

آقای احمدی در پی احضار بی موقع رئیس اداره اش و در مسیر رفتن به محل کار با یک تریلی حامل آهن تصادف می کند و کشته می شود. آن روز، عوامل گوناگون دست به دست هم می‌دهند تا در پی این اتفاق، سرنوشت چند نفر با هم پیوند خورده و دیگرگون شود…

من غلامرضا هستم 1393

«رضا»، علاقۀ زیادی به «غلامرضا تختی» اسطورۀ کشتی ایران دارد. او باانگیزۀ زیاد تلاش کرده تا مانند این اسطورۀ جاویدان پهلوانی در میدان مسابقه پیشتاز باشد. درست زمانی که تصور می‌کند همه چیز خوب است، سرمایه‌گذار جدیدی برای هیئت کشتی پیدا شده که پیشنهاد ناجوانمردانه‌ای به مدیر هیئت می‌دهد. مرد قصد دارد با پیشنهاد پول پسر نوجوان مدِ نظر خودش را که هم وزن رضا بوده و «جلال» نام دارد، به مسابقۀ انتخابی تیم ملی بفرستد؛ از طرفی مربی تیم، رضا را برگزیده و نمی‌خواهد زیر بار این تصمیم برود اما مدیر هیئت که وضعیت مالی را وخیم می‌بیند تصمیم می‌گیرد با پیشنهاد یک مسابقه بین رضا و جلال مربی و سرمایه‌گذار را قانع کرده و نتیجه را به مسابقه‌ای که بین دو نوجوان برگزار خواهد شد واگذار کند.

پهلوان هرگز نمی میرد 1398

این فیلم داستان جوانی عاشق کشتی را به تصویر می‌کشد که برای تصاحب دوبنده تیم ملی تلاش بسیاری می‌کند و در آستانه دریافت دوبنده تیم ملی حاشیه هایی برایش رقم می‌خورد تا اینکه … قرار است پهلوان هرگز نمی میرد پس از پخش از شبکه امید روی آنتن شبکه دو سیما نیز قرار بگیرد

دوچ 1397

داستان فیلم «دوچ» درباره دانش آموز نوجوانی به نام غلامرضا است که علاقه شدیدی به دوچرخه سواری دارد. غلامرضا دوست دارد تا با دوچرخه مسابقه بدهد و جایزه به دست آورد، اما به‌دلیل مشکلات مالی، توانایی خرید دوچرخه را ندارد. او برای به دست آوردن دوچرخه روش جالبی انتخاب می کند. علیرضا تصمیم می‌گیرد تا از طریق آموزش دادن سواد خواندن و نوشتن به یک پیرزن بیسواد ( با بازی ثریا قاسمی) ، جایزه مسابقه نهضت سوادآموزی را که یک دوچرخه بدست آورد.

راحیل 1400

این فیلم تلویزیونی داستان دختر جوانی به نام راحیل را روایت می‌کند که با پیدا شدن مدارکی قدیمی؛ متوجه حقایقی در زندگی گذشته‌اش می‌شود که به یک سکوت ۲۵ ساله منتهی می شود. این حقایق تلخ، زندگی راحیل را تغییر داده و او را با چالشی بزرگ مواجه می‌کند.

خانه ای روی تپه 1391

زندگی پسری نوجوان را در شمال کشور روایت می‌کند که با خواهر و مادر خود در یک روستا زندگی می‌کنند و هر بار یک خانواده میهمان آن‌ها می شوند. پسر خانواده به خاطر اینکه احساس مسئولیت می‌کند و در عین حال‌ خلاقیت‌های خوبی دارد، تلاش می‌کند تا برای کسب درآمد و تامین معاش خانواده، خانه مخروبشان را محلی برای جذب توریست قرار دهد

بچه ها نگاه می کنند 1395

طاهر(خان بابا) که کشتی گیر مشهوری است به همراه چهار دخترش و خانواده آن ها در یک ساختمان زندگی می کنند. وی برای کمک به دو دانشجوی مجرد، اتاقی را در پشت بام در اختیار آنها قرار می دهد. دختران برای مقابله با این کار از طاوس خواهر طاهر که با او اختلافاتی نیز دارد، کمک می گیرند و ....