اوقات مشترک آنها 1392
این فیلم روایتگر قسمتی از زندگی یک کارمند بانک است که در پی وقوع حادثه ای ناخواسته صاحب کیفی پر از پول می شود و این شروع ماجرا است.
این فیلم روایتگر قسمتی از زندگی یک کارمند بانک است که در پی وقوع حادثه ای ناخواسته صاحب کیفی پر از پول می شود و این شروع ماجرا است.
در مجموعه تلویزیونی «بالهای خیس» دو داستان به موازات هم روایت میشود.
داستان اول این مجموعهی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقاننسب» شکل میگیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گستردهای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم قدیمیاش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش میآید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی میکند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی میافتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینهساز به وجود آمدن ماجراهایی میشود که پی در پی بر سر راهش قرار میگیرد.
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
این مجموعه تلویزیونی زندگی چند پرستار را نمایش میدهد که در یک اورژانس فعالیت میکنند و البته فقط به زندگی حرفهای آنها نمیپردازد؛ بلکه داستانهایی از زندگی شخصی این پرستاران و تعاملات آنها با کادر درمانی را نیز به نمایش میگذارد.
دوستان جهانگیر (جهان)، به دعوت برادرش بهمن و برای تولد او، که احتمالاً آخرین تولدش باشد، دور هم جمع شدهاند. این موقعیت موجب میشود آنها خود و روابطشان را مرور کرده و درباره زندگی و خودشان (خصوصاً جهانگیر) فکر کنند.
فيلم در بارهي دختر جواني به نام ماري است كه پس از چند ماه از زندان آزاد ميشود و در صدد يافتن نامزد خود بر ميآيد. او براي يافتن نامزدش و خروج از بحراني كه در زندگي گرفتا رآن شده دست به دامان ياشار دوست سهيل ميشود؛ اما طولي نميكشد كه در مييابد كه سهيل در شرف ازدواج با دختر ديگري است.
داستان فيلم در بستري کمدي روايت ميشود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد ميدهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد ميرود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول ميکنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش ميرود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما ميشود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته ميبينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار ميگيرند. …