برچسب شیما مرزی

ویلای ساحلی 1402

چاوش قرار است برای دانشگاه دخترش 6 ماه در خارج از ایران زندگی کند و ویلایش را به یونس و همسرش می‌سپارد و آنها با 3 فرزندشان به ویلا نقل مکان می‌کنند، اما برادر زن یونس با ورود به خانه داستان‌هایی را رقم می‌زند…

هوس 1395

این فیلم در مورد مردی است که از روی هوس عاشق فرددیگری میشود و زنش این موضوع را متوجه میشود و نمیتواند خیانت را تحمل کند و تصمیم میگیرد ….

‏بگذارید میترا بخوابد 1394

میترای ۴۲ ساله که زنی تو دار است و کمتر حرف می‌زند و متفاوت با زن‌های دیگر رفتار می‌کند با ایوب ارتباط دارد. ایوب، همسر ستاره، علاوه بر میترا، با شهرزاد هم در ارتباط است. ستاره زنی معمولی است. او شوهر و زندگی‌اش را دوست دارد و…

پارمیدا 1394

داستان فیلم پارمیدا درباره دختری به نام پارمیدا است که کشته می شود. در این فیلم هر کدام از شخصیت ها در سه فصل به صورت راوی به قصه جهت می دهند.

زنده به گور 1394

فیلم زنده به گور، داستان زندگی سرهنگی است به نام حامی که زمان بازنشستگی اش فرا رسیده و قصد بازنشستگی دارد. سرهنگ باید جهت پذیرش درخواستش آخرین ماموریت خود را که حفاظت از زن جوان شاهدی است و قصد دارد در دادگاه علیه افرادی که بزرگترین ضربه را به سرهنگ زده اند شهادت دهد به سرانجام برساند. اما در این بین اتفاقاتی روی می دهد که سرهنگ حامی بر سر بزرگترین دوراهی زندگی اش قرار می گیرد…

پرستاران 1395

این مجموعه تلویزیونی زندگی چند پرستار را نمایش می‌دهد که در یک اورژانس فعالیت می‌کنند و البته فقط به زندگی حرفه‌ای آن‌ها نمی‌پردازد؛ بلکه داستان‌هایی از زندگی شخصی این پرستاران و تعاملات آن‌ها با کادر درمانی را نیز به نمایش می‌گذارد.

احضار 1397

گیسو و امیر زن و شوهر هستند و زندگی خوبی را دارند. اما دقیقاً در روزی که گیسو می‌خواهد با مهمانی گرفتن و دادن خبر حامله بودن اش به امیر متوجه می‌شود که امیر به او خیانت کرده و به سراغ صمیمی‌ترین دوست گیسو، پروا رفته‌است. او از یکی دیگر از دوستانش که سینا نام دارد درخواست کمک می‌کند. سینا به او پیشنهاد می‌دهد که خود را به مردن بزند و مدت طولانی ای وانمود کند که مرده و خود را در خانه حبس کند. در این چند سال مخفی بودن بچهٔ او به دنیا می‌آید، او دیوانه می‌شود، شخصیت‌هایی به اسم ساغر، شفا، فریبرز، و خیرون برای خودش درست می‌کند و با آنها صحبت می‌کرد. بعد از ۷ سال او به عنوان یک روح متحرک به سراغ امیر و پروا می‌رود و آنها را می‌ترساند و شکنجه می‌دهد …