سبک زندگی 1386
در این فیلم نگاهی طنز به مسائلی از قبیل مهریه نقش سالمندان در ازدواج، تقابل سنتهای قدیم و جدید ، عواقب مهریه های سنگین ، انتخاب مناسب ، تحقیق در ازدواج و بسیاری موضوعات دیگر مرتبط با ازدواج شده است ...
در این فیلم نگاهی طنز به مسائلی از قبیل مهریه نقش سالمندان در ازدواج، تقابل سنتهای قدیم و جدید ، عواقب مهریه های سنگین ، انتخاب مناسب ، تحقیق در ازدواج و بسیاری موضوعات دیگر مرتبط با ازدواج شده است ...
این سریال به موضوع فرزندآوری میپردازد و مشکلاتی که برای زوج های جوانی که قصد بچه دارشدن را دارند را نشان میدهد.
نازنین به طور همزمان به سعید، شهرام و شاهرخ وعده ازدواج میدهد اما…
«مسعود» که از خانوادهای نسبتا مرفه است قصد ازدواج با «ریحانه» را که از خانوادهای فرهنگی و خواهر دوست و همکلاسی «مسعود» در دانشگاه است، دارد و درام عاشقانهای بین این 2 نفر در «بینشان» در جریان است.
خلاصه داستان این فیلم درباره دختری به نام نرگس است که امسال سال به تکلیف رسیدن اوست و قرار است که همه بچهها در جشن تکلیفشان با چادر حاضر شوند . مادر نرگس به اتفاق دختر همسایه شان کوثر برای خرید چادر می روند و دو چادر هم شکل برای آنها می دوزند و ...
عزيز و بلابس دو دوست صميمي هستند كه با هم زندگي مي كنند و در مرده شور خانه روستايي همكارند. شبي بلابس در خواب تعداد زيادي كفش و سندل زنانه مي بيند و به محض بيدار شدن تعبيرش را در كتاب مي خواند كه كفش نماد زن گرفتن است. با ديدن اين خواب غصه اش مي گيرد؛ چرا كه از قرار بلابس نمي تواند زن بگيرد. بلابس ناراحت و غمگين است ولي عزيز اين را يك لطف الهي مي داند كه هرگاه بلابس تصميم به ازدواج با دختري را مي گيرد، همان دختر ظرف يك هفته يا زودتر ازدواج مي كند به طوري كه ديگر هيچ دختر و پيردختر و بيوه زني در روستا باقي نمانده است!
يك روز كه بلابس مشغول تعمير سقف مرده شور خانه است خانمي به سراغش مي آيد و از او تقاضاي كمك در پخش نذري مي كند. بلابس با شناختن نورا، دختري كه سال ها قبل از او خواستگاري كرده بود بي هوش مي شود. نورا براي بلابس تعريف مي كند كه پس از خواستگاري او، خواستگاري در خارج از كشور پيدا مي كند و براي ازدواج با او به تركيه مي رود ولي طرف حقه باز از آب درمي آيد و نورا پس از بازگشت از تركيه روي برگشتن به آبادي را پيدا نمي كند و با مادر بيمارش در تهران زندگي مي كند. پس از بازگشت نورا به تهران بلابس با عزيز صحبت مي كند و تصميم مي گيرد بار ديگر به خواستگاري نورا برود ولي اين بار با احتياط بيشتر.
براي تأمين مخارج ازدواجش تصميم مي گيرد به تهران، سراغ پسردايي اش سليمان برود و پنج ميليون توماني را كه سال ها پيش براي كمك هزينه ازدواجش به او قرض داده بود پس بگيرد. سليمان معروف به «ساسي مانكن»، صاحب مغازه كفش فروشي و آدم زبان بازي است كه به محض اطلاع از قصد ورود بلابس به تهران سعي مي كند او را دست به سر كند ولي بلابس جدي تر و مصمم تر از اين حرف هاست. او در منزل دايي خدابيامرزش، با دوستان سليمان كه گروهي از خوانندگان رپ هستند آشنا مي شود ولي تمايل به دوستي با آنها از خودش نشان نمي دهد. فرداي آن روز بلابس براي ديدار نورا و يافتن كار به محل كار نورا مي رود ولي...
اين فيلم درباره عروسک هاي عمو پيرداد است که از خانه مي گريزند و مشکلاتي را به وجود مي آورند.