هشت تیر (کوتاه) 1403
هشت تیر روایتی از روز های پر حادثه ی تابستان سال شصت است که در ژانر حادثه ای _تاریخی تهیهشده است.
هشت تیر روایتی از روز های پر حادثه ی تابستان سال شصت است که در ژانر حادثه ای _تاریخی تهیهشده است.
دختر و پسر نوجوانی، به دلیل شرایط اقتصادی خانواده ،آرزوی زندگی بهتری را می کنند. در نهایت، و در ادامه ی داستان، این آرزوها برآورده می شود و تجربیات تازهای را با خود به همراه می آورد.
این فیلم دربارهٔ زندگی لاله صدیق، قهرمان اتومبیلرانی ایران است و چالشها و مشکلاتی که این راننده حرفه ای با آن مواجه بوده را به تصویر کشیدهاست.
شهربانو مادر سه فرزند است که به جرم انتقال مواد مخدر به حبس ابد محکوم شده است. او پس از یازده سال زندان، برای شرکت در عروسی پسرش برای چند روز از زندان آزاد میشود. با این حال، این آزادی موقت او را با جنبه دیگری از زندگی خود و خانوادهاش قبل از بازگشت به زندان روبرو میکند و…
پدر و پسری در راه رسیدن به بیمارستان در اثر حادثه از دنیا میروند. پزشکی قانونی اعلام میکند که پسر ۸٫۵ دقیقه زودتر از پدر جان باخته. بر اساس قانون تمام ارث به پسر کوچکتر، احسان میرسد این در حالی است که یکتا، همسر برادرش گرفتار مشکلات مالی میشود …[
معلوم میشود که در حقیقت پدر زودتر از دنیا رفته و فرزین، برادر همسر احسان به خاطر دشمنی با یکتا، گواهی پزشکی قانونی را دستکاری کرده و از طرف دیگر، احسان اصلاً رابطه خونی با پدرش ندارد و فرزند خوانده اوست.
پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند
پاستاریونی داستان غذاهاست. فیلم با بریانی اصفهانی ها شروع می شود و هوشان وقتی رستوران پدرش در تهران را ورشکسته می بیند ، تصمیم می گیرد که یک بریانی به جای رستوران فست فود پدرش در تهران باز کند. رستورانی که به دلیل یک رقیب بسیار قدرتمند و مجلل در آن گوشه خیابان به نام پاستاداپیتزا رونق خود را از دست داده است و ...