کادو (کوتاه) 1400
امیر کاپور وکیل درجه یک آمریکایی-پاکستانی در کنار همسر نقاش خود، اِمیلی، در حال ترقی در شغل خود هستند، اِمیلی به همراه حسین، مسلمان پاکستانی و پسر خواهر امیر که به تازگی به نیویورک آمده از امیر میخواهند که وکالت امام فرید، امام جمعه نیویورک را بر عهده بگیرد…
نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...
دو جوان که سودای بازیگری و خوانندگی را در سر میپرورانند به امید رسیدن به آرزویشان از شهرستان به تهران میآیند و در ادامه داستان دچار ماجراهای بسیار جالبی میشوند…