برچسب شکرالله حسنی

شلیک نهایی 1373

شلیک نهایی داستان "سرگرد کلانی" (با بازی داریوش فرهنگ) است که مامور پیگیری و دستگیری باندی حرفه‌ای می‌شود که همه نوع خلافی مثل قاچاق را انجام می‌دهد. او متوجه می‌شود یکی از دوستان صمیمی‌اش به نام "جمشید" (با بازی رضا کیانیان) در این باند حضور دارد. کلانی سعی می‌کند از جمشید کمک بگیرد اما او قبول نمی‌کند و کلانی به ناچار از طریق عواملی، وارد باند شده و با جعل اسناد، اطلاعاتی بدست می‌آورد. رئیس باند، از هویت واقعی سرگرد کلانی مطلع شده و محل تحت مراقب پلیس را به‌موقع، ترک می‌کند اما در انتها، اعضای باند قاچاق دستگیر می‌شوند.[۲]

یک وجب خاک 1386

آقای افشاری مردی نیکخواه است که مشکلات اهالی محل را حل‌وفصل می‌کند. او همسایه دیواربه‌دیوار برادرزنش «پرویز» است که با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند. در روزِ خواستگاری حمید پسر آقای افشاری مشکلاتی پیش می‌آید و ترکیدن لوله‌های آب، خانه‌های این دو را به‌هم می‌ریزد و …

روز حسرت 1387

این سریال دربارهٔ خانم وکیلی است که پسرش به تازگی ازدواج کرده همسر او (معصومه) به دلیل تصادف بر اثر بی‌توجهی شوهرش (مسعود) قطع نخاع می‌شود در حین حال مسعود با زنی معتاد به نام فریده ازدواح می‌کند وقتی معصومه می‌میرد خانم وکیل (نرجس) عالمی از برزخ را می‌بیند ودر حین اتفاقات دیگری هم می‌افتد وقتی پدر مسعود (حاج رضا) می‌فهمد مسعود زن دارد و زن او باردار است به همسرش گفته و او را به خانه می اورنند در حین مسعود که از فریده کینه دارد تصمیم به کشتن او می‌کند و…

نان شب 1392

روایتی از زندگی ساده یک مکانیک سیار است همراه با تمام دغدغه‌های ریز و درشتی که در زندگی آن وجود دارد.

حج پاکان 1389

حج پاکان داستان پسربچه ای را روایت می کند که قصد دارد آرزوی مادربزرگ پیرش را که زیارت امام رضا (ع) است، برآورده کند اما...

خون بها 1385

جوان ورزشکاری بعد از حضور در مسابقات جهانی به ایران بازگشته و با قتل مشکوک برادرش مواجه می‌شود. در این ماجرا به مفاهیم عاشورایی نیز در جایگاه خود پرداخته می‌شود.

خانه در آتش 1373

خانواده‌ای در آرامش و رفاه مشغول گذران زندگی است. پدر خانواده تصمیم می‌گیرد دست به قاچاق مواد مخدر بزند و با این تصمیم، خانواده را دچار مشکلات زیادی می‌کند. با درگیر شدن سایر اعضای خانواده در این بلای خانمان‌سوز، دیگر آرامش از آن خانه رخت برمی‌بندد و …

بی ستاره 1388

احمدرضا در ایران عاشق دختری به نام ستاره می شود و با او ازدواج می کند.سپس برای کار به ژاپن می رود و در آنجا نیز با دختری دیگر ازدواج می کند! و صاحب یک دختر می شود. احمد رضا بعد از ۷ سال به ایران باز می گردد ...