برچسب شوروی

تردید یزدان‌شناس برای زدن بمب خوشه‌ای یا راکت/کودتای نقاب کار آمریکا بود و شوروی شعور این‌کار را نداشت

پیش نمی‌آید که با همان‌سرعت و همان دایو انگل مد نظر روی هدف باشی. خدای گانری هم نمی‌تواند؛ آن هم وسط میدان جنگ! در رِنج (میدان تیر) می‌شد؛ آن هم با تمرینات زیاد. ولی آن‌جا که اولین بارم بود در عمرم در منطقه جنگی، بمب جنگی می‌زدم، دیدم روی هدف هستم! فشار روحی اش هم بماند! بر حسب اتفاق یا این‌که شاید عمر آن‌‌نیروها سر آمده بود، تمام شرایط من مناسب بود.

ساختمان هایی که داستان یک ایدئولوژی را روایت می کنند (+تصاویر)

معماران مدرنیسم سوسیالیستی تلاش می کردند با استفاده از بتن، فولاد، شیشه و روش های صنعتی ساخت و ساز، ساختمان هایی مقرون به صرفه و کاربردی برای زندگی روزمره شهروندان ایجاد کنند. مجتمع های مسکونی بزرگ، مراکز فرهنگی، هتل ها، ایستگاه های اتوبوس، سینماها، کاخ های جوانان و ساختمان های اداری از مهم ترین نمونه های این جریان به شمار می روند.

روزگاری که رضاخان سعی داشت نشان دهد تاثیرگذار است/انگلستان و تاسیس «نیروی‌های مسئول مداخله در ایران»!

برخورد نظامی بریتانیا و شوروی بر سر ایران قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید. انگرت وزیر مختار ایالات متحده در ۹ اوت ۱۹۴۰ (۱۸ مرداد ۱۳۱۹) گزارش داد رضاخان از نقش یک‌مهره بی‌اختیار در صفحه لغزنده شطرنج قدرت‌ها بیزار است و به نحو تاثربرانگیزی سعی دارد چنین وانمود کند که سیاست خود را دنبال می‌کند نه سیاست یک قدرت بزرگ را.

سازه ای که مردم می‌ گفتند کا.گ.ب از طریق آن همه‌ چیز را می‌ شنود! (+عکس)

بنای بتنی «گوش‌های آندروپوف» که در سال ۱۹۸۳ در میدان جمهوری تفلیس ساخته شد، یکی از یادمان‌های نمادین دوران شوروی در گرجستان بود. این اثر که به شکلی طاق‌های تکرار شونده طراحی شده بود، در ابتدا برای بزرگداشت چشمه‌های آب گرم تفلیس ساخته شد اما خیلی زود به نمادی سیاسی بدل گشت.

اوج اقتدار رضاخان در مقابل بیگانگان: من که به شما اطمینان داده بودم!/روایت التماس‌های چندباره: «آمریکا لطفا حمایت‌مان کن!»

رضاخان در پی اطلاع از مفاد یادداشت متفقین، امرای ارتش را برای بررسی بحران موجود احضار کرد. او به‌ویژه از یادداشت شوروی نگران شده بود و برای احتراز از هرگونه اقدامی که می‌توانست موجب تحریک روس‌ها شود، صریحاً دستور داده بود فعالیت نیروهای مستقر در نواحی شمال کشور، به محوطه پادگان‌ها محدود شود و به‌جز گروه‌های گشتی کوچک، واحدهای دیگری در منطقه حرکت نکنند.

قصه آوارگی رضاخان؛ کجا بروم من حتی پنج ریال ندارم/چرچیل: دیکتاتور را بیرون کردیم

رضاخان پس از مدت کوتاهی اقامت در اصفهان، برای رفتن به مقصدی نامعلوم راهی کرمان شد. در کرمان هم، کنسول انگلیس و ماموران این‌کشور اصرار کردند هرچه زودتر به بندرعباس برود. او هم خشمگین شد و گفت «کجا بروم؟ من در جیبم حتی پنج ریال ندارم.» به او اعلام شد دولت انگلیس کلیه مخارج را خواهد پرداخت و سپس از دولت ایران وصول خواهد کرد.

تاریخ به روایت تصویر / سربازان شوروی در دفتر هیتلر

عصر ایران- نظامیان شوروی در دفتر هیتلر، در کنار یک کرهٔ جغرافیایی بزرگ، برلین، آلمان، ۱۹۴۵ /این کره در ساختمان صدراعظمی رایش در برلین قرار داشت و بخشی از دکور دفتر رسمی هیتلر بود. قطر آن حدود یک متر برآورد شده و از کره‌های معمولی بسیار بزرگ‌تر بود؛ به همین دلیل در عکس‌ها به‌خوبی جلب توجه می‌کند.