برچسب شهین تسلیمی

آدم آهنی 1391

روايت پسر بچه اي است که تحت تاثير يک بازي رايانه اي خشن قرار مي گيرد و رفتار هاي وي بر اساس تأثيرپذيري از اين بازي تغيير مي کند و اين تغيير رفتار براي اين کودک و خانواده او اتفاقاتي را رقم مي زند.

دو لکه ابر 1394

زهره عکاسی است که به واسطه شغلش از ممنوعه‌ها هم عکاسی می‌کند. او گم شده و کسری برادرش دو هفته‌ای است که تمام تهران را برای یافتنش زیر پا گذاشته است. مَروا از ندامتگاه زنان آزاد می‌شود، اما در خانه هیچ‌کس منتظر او نیست. او به‌اجبار به منزل دوست قدیمی‌اش آذر پناه می‌برد تا از آن‌جا برای رفتنش از ایران اقدام کند. منصور از گذشته‌ای دور تا امروز عاشق آذر است، اما شکست قبلی‌اش در عشق، مانع از تصمیمش برای ازدواجی دوباره است. کسری که دوست منصور است و به هوای این رفاقتش با او، هوای آذر را هم دارد، به سفارش آذر، مَروا را در پی‌گیری کارهای اداری‌اش همراهی می‌کند. مَروا هم به کسری در یافتن گم‌شده‌اش یاری می‌کند، تا این‌که…

اسب سفید پادشاه 1393

فيلم در باره‌ي دختر جواني به نام ماري است كه پس از چند ماه از زندان آزاد مي‌شود و در صدد يافتن نامزد خود بر مي‌آيد. او براي يافتن نامزدش و خروج از بحراني كه در زندگي گرفتا رآن شده دست به دامان ياشار دوست سهيل مي‌شود؛ اما طولي نمي‌كشد كه در مي‌يابد كه سهيل در شرف ازدواج با دختر ديگري است.

هزارپا 1396

رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتي) که به کيف‌قاپي مشغول هستند از طريق مادرش متوجه مي‌شود که دختر (سارا بهرامي) فردي پولدار نذر کرده‌است که با يک جانباز ازدواج کند به همين دليل رضا که در تصادف پاي خود را ازدست داده تصميم مي‌گيرد خود را به دختر نزديک کند تا بتواند با وي ازدواج کند رضا وارد آسايشگاه جانبازان مي‌شود که دختر مدير آنجاست رضا با گفتن دروغ‌هاي مختلف سعي مي‌کند که دختر به او علاقه‌مند شود رضا با کمک منصور دختر را به خودش علاقه‌مند مي‌کند از طرف ديگري رضا ادعا مي‌کند که در جنگ تحميلي فرمانده يکي از گروه عراقي را کشته براي خودش دردسر بزرگي ايجاد مي‌کند و…

آژانس ازدواج 1389

عزيز و بلابس دو دوست صميمي هستند كه با هم زندگي مي كنند و در مرده شور خانه روستايي همكارند. شبي بلابس در خواب تعداد زيادي كفش و سندل زنانه مي بيند و به محض بيدار شدن تعبيرش را در كتاب مي خواند كه كفش نماد زن گرفتن است. با ديدن اين خواب غصه اش مي گيرد؛ چرا كه از قرار بلابس نمي تواند زن بگيرد. بلابس ناراحت و غمگين است ولي عزيز اين را يك لطف الهي مي داند كه هرگاه بلابس تصميم به ازدواج با دختري را مي گيرد، همان دختر ظرف يك هفته يا زودتر ازدواج مي كند به طوري كه ديگر هيچ دختر و پيردختر و بيوه زني در روستا باقي نمانده است!

يك روز كه بلابس مشغول تعمير سقف مرده شور خانه است خانمي به سراغش مي آيد و از او تقاضاي كمك در پخش نذري مي كند. بلابس با شناختن نورا، دختري كه سال ها قبل از او خواستگاري كرده بود بي هوش مي شود. نورا براي بلابس تعريف مي كند كه پس از خواستگاري او، خواستگاري در خارج از كشور پيدا مي كند و براي ازدواج با او به تركيه مي رود ولي طرف حقه باز از آب درمي آيد و نورا پس از بازگشت از تركيه روي برگشتن به آبادي را پيدا نمي كند و با مادر بيمارش در تهران زندگي مي كند. پس از بازگشت نورا به تهران بلابس با عزيز صحبت مي كند و تصميم مي گيرد بار ديگر به خواستگاري نورا برود ولي اين بار با احتياط بيشتر.

براي تأمين مخارج ازدواجش تصميم مي گيرد به تهران، سراغ پسردايي اش سليمان برود و پنج ميليون توماني را كه سال ها پيش براي كمك هزينه ازدواجش به او قرض داده بود پس بگيرد. سليمان معروف به «ساسي مانكن»، صاحب مغازه كفش فروشي و آدم زبان بازي است كه به محض اطلاع از قصد ورود بلابس به تهران سعي مي كند او را دست به سر كند ولي بلابس جدي تر و مصمم تر از اين حرف هاست. او در منزل دايي خدابيامرزش، با دوستان سليمان كه گروهي از خوانندگان رپ هستند آشنا مي شود ولي تمايل به دوستي با آنها از خودش نشان نمي دهد. فرداي آن روز بلابس براي ديدار نورا و يافتن كار به محل كار نورا مي رود ولي...

دم سرخ ها 1396

داستان درباره دو جوان است که برای انجام معاینات مربوط به معافی از سربازی به مرکز نظام وظیفه رفته اند با هم آشنا می شوند و این آشنایی پیش درآمد اتفاقات بسیاری برای آنها می شود.

اولین امضا برای رعنا 1396

داستان نويسي به نام جهانگير گلستانه چند سال قبل با همسرش رعنا ازدواج کرده است. آن 2 يک پسر به نام نيما دارند که 6 ساله است. جهانگير سه کتاب چاپ کرده است اما هيچکدام از اين کتاب ها نتوانسته اند براي او پولي به همراه بياورند. خانواده در خانه اي اجاره‌اي که صاحبش از آشنايان قديم جهانگير است زندگي و اجاره مختصري مي پرداختند، اما طولي نمي کشد که آن دوست قديمي تماس گرفته و مي گويد قصد دارد در خانه اش ساکن شود. اين خبر زندگي جهان را به هم مي ريزد و… .

زن ها فرشته اند 2 1398

داستان فیلم درمورد دو زن است که با قصد بازپس‌گیری حقوق تضییع‌شده‌شان، یک توطئه برنامه‌ریزی شده را طراحی می‌کنند. شوهران این دو زن مردانی بی‌بندوبار و بی‌مسئولیت هستند که زنان خود را بدون پرداخت مهریه طلاق می‌دهند.
این دو زن که به طور اتفاقی با هم آشنا شده‌اند، با شیوه‌ای که در جامعه رسما کلاهبرداری و اغفال نامیده می‌شود، هر کدام به سراغ همسر سابق دیگری می‌روند تا با در باغ سبز نشان دادن به مردان سست‌عنصر ، به اصطلاح حقوق خود را پس بگیرند و مرد‌های شرور و افسارگسیخته فیلم را تلکه کنند.