برچسب شهید هادی ذوالفقاری

حکایت خوابیدن شهید مدافع حرم در کوچه و خوردن نان خشک

من وقتی وارد نجف شدم نه آنچنان پولی داشتم و نه کسی را می‌شناختم کمی زندگی برای من سخت بود. دوست من فقط توانست برنامه‌ی حضور من را در نجف هماهنگ کند. روز اول پای درس اساتید رفتم. نماز مغرب را در حرم خواندم و آمدم بیرون.

اگر کسی می‌خواهد به معراج یا به سعات برسد، باید هر شب یک صفحه «معراج‌السعادة» بخواند

یک شب از برادرم سوال کردم چطور این قدر تغییر کردی؟ گفت: کتابی هست به نام معراج السعادة. واقعا اگر کسی می‌خواهد به معراج یا به سعات برسد، باید هر شب یک صفحه از این کتاب را بخواند.

غیر حرفِ آقا حرف کس دیگری را گوش ندهید

از خواهران می‌خواهم که حجابشان را مثل حجاب حضرت زهرا (س) رعایت کنند، نه مثل حجاب‌های امروز،، چون این حجاب‌ها بوی حضرت زهرا (س) نمی‌دهد. از برادرانم می‌خواهم که غیر حرف آقا حرف کس دیگری را گوش ندهند.

چرا فرماندهان حشدالشعبی صد میلیون تومان به مدافع حرم ایرانی دادند؟‌

هادی برای رزمندگان و فرماندهان حشدالشعبی از خاطرات شهیدان دفاع مقدس می‌گفت. آن‌ها تشنه فرهنگ انقلابی بسیجیان ما شده بودند. این عطش باعث شد که فرماندهان حشدالشعبی از هادی بخواهند برای تهیه چفیه و پیشانی‌بند و پرچم راهی ایران شود.