برچسب شهلا ناظریان

این خانه دور است 1370

«رحیمه خانم» ساکنِ خانهٔ سالمندان می‌شود. خواهرخوانده‌اش «اقدس خانم» نیز علیرغم مخالفت فرزندانش، به او می‌پیوندد تا «رحیمه خانم» در خانه سالمندان احساس تنهایی و جدا افتادگی نکند. این دو در خانه سالمندان با «مینو خانم» که فرزندانش او را تنها گذاشته و به خارج رفته‌اند، آشنا می‌شوند. این سه نفر با کمک هم، محیط دلگیر و یکنواخت خانهٔ سالمندان را تغییر می‌دهند و فضایی شاد و پرنشاط و امید می‌سازند و ثابت می‌کنند که مشکل سالمندان را با محبت و توجه می‌توان حل کرد.

شب بخیر غریبه 1380

سعيد به دليل گرفتاري در دام اعتياد با خانواده اش درگير است. خانم صابري خواهر همسر سعيد خانه و خانواده اش را ترك مي كند. ابتدا به سراغ دوستش جلال كه زماني تحت عنوان سعيد ترانزيت نزدش كار مي كرد، مي رود و درخواست كمك براي وصول طلب هايش مي كند. طلبكاران و بدهكاران سعيد كه اغلب تحت سرپرستي يك نزول خوار كار مي كنند، سعيد را تحت فشار قرار مي دهند. در همين اثنا شوهر خواهر سعيد، مهرداد، براي كمك به او و خواهرش وارد ماجرا مي شود و با استفاده از نفوذ خود سعي در يافتن سعيد، خلاصي او از دام اعتياد و بازگشتش به خانه دارد. سرانجام سعيد كه هنگام درگيري با يكي از بدهكارانش زخمي شده است توسط جلال نزد دكتر برومند كه سالها پيش با مهرداد و سعيد همكلاسي بوده است برده مي شود و دكتر برومند علاوه بر معالجه او در درمان اعتيادش نيز ياري اش مي كند تا سلامت و سرحال نزد خانواده اش برگردد.