عشق و تجارت 1383
پسر با معلولیت ذهنی عاشق بازیگری است. او مادرش را از دست داده و با ازدواج مجدد پدرش ، مشکلاتی در زندگی و رابطه اش با پدر و خصوصا” نامادریش پیش می آید و او از خانه فرار کرده و…
پسر با معلولیت ذهنی عاشق بازیگری است. او مادرش را از دست داده و با ازدواج مجدد پدرش ، مشکلاتی در زندگی و رابطه اش با پدر و خصوصا” نامادریش پیش می آید و او از خانه فرار کرده و…
پسر يك درجه دار نيروي انتظامي از آمريكا مي آيد و قرار و مدار ازدواج او با دختر دايي اش گذاشته مي شود. به رغم تصور پدر فرزندش در آمريكا تحصيل نكرده و دائم دنبال كار بوده است. كلاه برداري كه به تازگي توسط درجه دار دستگير شده رييس پسر او بوده و با دستگيري او جوان شانسي براي زندگي نمي بيند. جوان درصدد است تا با جمع آوري مقداري پول به آمريكا بازگردد، اما به بن بست مي رسد. پدر دست او را در يك جواهر فروشي به كار بند مي كند. دختر خوانده ي صاحب جواهر فروشي نيز مصمم است به آمريكا برود. دختر مي كوشد سهم ارثش را از پدر بگيرد، اما موفق نمي شود. او و مرد جوان براي رسيدن به آرزوهاي شان اقدام به ازدواج مصلحتي مي كنند، اما نتيجه اي نمي گيرد، به ناچار باگروهي سارق حرفه اي تباني مي كنند تا به جواهر فروشي دستبرد بزنند. درجه دار به طور اتفاقي مكالمه آن ها را از طريق بي سيم مي شنود. سارقان در حين فرار دستگير مي شوند و پدر، پسرش را كه قصد گريز دارد با گلوله از پا درمي آورد.
دو جوان دانشجو در موزه ي هنرهاي معاصر سنتي به تابلو بدون امضايي برمي خورند كه گفته مي شود كار دو نقاش قهوه خانه اي است. دو دانشجو به تحقيق درباره ي زندگي و آثار آن دو نقاش مي پردازند و با پيگيري و مراجعه به دوستان و شاگردان آن دو نقاش گوشه هايي از زندگي نقاش اصلي را روشن مي كنند؛ نقاش كه نقاشي هاي قهوه خانه اي مي كشيده پس از ركود كار همچنان به كشيدن نقاشي ادامه مي دهد، تا اين كه زني كه به او تابلويي سفارش مي دهد و نقاش سخت فريفته ي زن مي شود. از آن پس خيال زن لحظه اي نقاش را تنها نمي گذارد. نقاش در ملاقات ها و برخوردهايش با اساتيد فن درمي يابد كه آنها نيز در نقاشي هايشان چهره هايي مانند چهره ي همان زن كشيده اند. پس از گذشت سال ها نقاش، در دوره اي كه نقاشي هاي انتزاعي رواج گرفته است، پيشنهاد كار در يك گالري را رد مي كند و در سنين پيري، در گمنامي، فوت مي كند.