برچسب شهریار بحرانی

فرستاده 1381

موضوع این مجموعه دربارهٔ شخصیت سلیمان از بصره است که به عنوان فرستاده حسین بن علی قرار گرفته و همچنین یک سری حوادثی که در بصره اتفاق می‌افتد…

مریم مقدس 1379

شانزده سال پیش از میلاد مسیح زمانی که مردم منتظرند تا مسیحای موعود متولد شود، فرزند عمران دختر می‌شود و مادرش نام کودک را مریم انتخاب می‌کند و چون پیش از تولد عهد بسته که او را تا زمان بلوغ به خدمت در معبد مقدس بگمارد، به معبد می‌رود، اما تا به حال پای دختری به معبد باز نشده. زکریا تلاش می‌کند که با تمامی مخالفت‌های روحانیان یهودی مریم در معبد بماند و کم‌کم با وجود الهامات به مریم، مردم به سوی او جلب می‌شوند. اما بعد از یک اتفاق مریم از معبد رانده می‌شود. در همان موقع با خواست خداوندی مریم باردار می‌شود و همین موضوع سوء ظن مردم را برمی‌انگیزد. هرود که از تولد کودک احساس ناامنی می‌کند دستور قتل نوزاد را می‌دهد، اما نوزاد به دنیا می‌آید و با صحبت کردن در گهواره همه را مبهوت می‌کند.

مردان آنجلس 1375

یاران غار شماری خداپرست بودند که اندکی پس از میلاد مسیح و پیش از گسترش مسیحیت در زمان فرمانروایی یکی از پادشاهان روم باستان با نام دقیانوس در سرزمین فیلادلفیا زندگی می‌کردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از بلندپایگان (اشراف) و درباریان بودند و ایمان خود را پنهان نگاه می‌داشتند. دسیوس آن‌ها را فراخواند و از آئینشان پرسید که پاسخ دادند ما مسیحی هستیم. دسیوس آن‌ها را به زندان انداخت و …

خط مقدم 1400

سریال «خط مقدم» که روایت بخشی از دوران حساس و پر التهاب سال‌های ۶۳ تا ۶۵ دفاع مقدس است و شهید طهرانی مقدم را محور داستان قرار داده است.

هراس 1366

ابراهيم از مبارزين مسلمان است كه همراه رضا عضو اطلاعات و عمليات سپاه و چند رزمنده ديگر بعد از شيميايي شدن يك روستا درمنطقه مرزي كردستان، با نفوذ به مقر عراقي ها از هدف بعدي براي بمباران شيميايي اطلاع پيدا مي كنند. ابراهيم و رزمندگان ديگر يك شبانه روز فرصت دارند تا مردم روستا ي مورد نظر را در مقابل بمباران شيميايي، تا رسيدن نيروهاي كمكي سپاه آماده دفاع از خود كنند.

پرچمدار 1362

رزمنده اي بنام علي اسير نيروهاي دشمن (عراق) است. گروهي پاسدار به فرماندهي احمد با لباس مبدل به پايگاه دشمن عراقي هجوم مي برند و پس از تار و مار كردن سربازان دشمن علي را از اسارت نجات مي دهند. مدتي بعد علي و احمد در تهران مأمور گشت امنيت شهري مي شوند. گروهي از اعضاي منافقين (به اصطلاح مجاهدين خلق) در جريان سرقت از يك بانك با گروه گشت آنان روبرو مي شوند و احمد در جريان درگيري به شهادت مي رسد. شهادت احمد ضربه روحي سختي بر علي وارد مي سازد، اما علي به مرور زمان به كمك دختر خردسالش تعادل خود را بازمي يابد و در جريان عمليات ناموفق ترور يكي از فرماندهان سپاه، ضربه سنگيني به گروهك منافقين وارد مي آورد.

گذرگاه 1365

يك رزمنده به نام ناصر به همراه سه تن از همرزمانش (احمد- قاسم و محمد) براي عمليات گشت و شناسايي به جبهه اعزام مي شود. ناصر حلقه ي ازدواجش را به عاطفه كه تازه به عقد او در آمده مي دهد و عازم مي شود. در جبهه براي انجام مأموريت ناصر و همرزمانش به وسيله ي يك راهنماي محلي از راه مخفي ادامه مسير مي دهند اما راهنماي محلي توسط عراقي ها كشته مي شود و گروه مجبور مي شود از راه اصلي به شناسايي برود. مأموريت كه انهدام يك پل تداركاتي در مسير يك گذرگاه است، به خوبي انجام مي گيرد، اما قاسم و محمد كه از لباس مبدل عراقي ها استفاده كرده بودند به عنوان نظاميان خاطي به جوخه ي اعدام سپرده مي شوند، ناصر بعد از شكنجه شدن توسط دو عراقي ناراضي موفق به فرار شده و احمد نيز فرار مي كند اما بعد از نجات ناصر به دليل بيماري، جانباز مجهول الهويه شناخته مي شود، اما احمد او را شناسايي مي كند و ناصر بهبود مي يابد و عاطفه حلقه ي ازدواج را به ناصر هديه مي دهد.

حمله به اچ3 1373

ستاد نيروهاي هوايي عراق كه از ابتداي جنگ با برتري هوايي ايران روبرو شده بود و قريب الوقوع بودن شكستن حصار آبادان را پيش بيني كرد، جهت حفاظت از هواپيماي استراتژيك، ميگ ميراژ و توپولوف عراقي از گزند بمباران هاي هوايي و مصون ماندن آن ها تا موقع شروع حمله ايران، تصميم مي گيرد آن ها را به سه پايگاه بسيار دور افتاده در نزديكي مرز اردن منتقل كنند. در مقابل ستاد نيروهاي هوايي ايران نيز طرح بمباران اين سه پايگاه را كه به نام پايگاه هاي اچ - 3 موسومند مطرح مي نمايد. در پي آن در سحرگاه 15 فروردين 1360 هشت فروند جنگنده بمب افكن فانتوم از پايگاه سوم شكاري جهت حمله به اچ - 3 به پرواز درمي آيند.