کتابفروشی هدهد 1385
سریال کتابفروشی هدهد داستان کیوان کتابچی است که بسیار به کتاب علاقه دارد اما بعد از فوت پدر به علت نیاز خانواده خواهر ، کتابفروشی پدر فروخته شده و ارثیه تقسیم میشود. اما کیوان در ادامه دادن شغل پدر مصمم است.
سریال کتابفروشی هدهد داستان کیوان کتابچی است که بسیار به کتاب علاقه دارد اما بعد از فوت پدر به علت نیاز خانواده خواهر ، کتابفروشی پدر فروخته شده و ارثیه تقسیم میشود. اما کیوان در ادامه دادن شغل پدر مصمم است.
داستان 2 رفیق را روایت می کند که بعد از سال ها دوباره به یکدیگر می رسند. در نهایت ماجراهایی برایشان رقم می خورد.
سریال درباره شخصیتی به نام آقای نوبخت است که قصد دارد شب چهارشنبه سوری اسباب کشی و به منزل جدید برود که از قضا خانه توسط مستاجر قبلی تخلیه نشده است و ماجرا از اینجا شروع می شود.
داستان این فیلم تلاقي عجيب زندگي دو زوج جوان است و داستان جواني را به تصوير ميكشد كه مرتكب به قتل جنگلباني شده است. اين جوان براي طلب بخشش به امامزادهاي متوسل ميشود، همان جا و همزمان همسر مقتول كه بيماري لاعلاجي دارد پس از فوت همسرش تصميم گرفته تا تنها فرزندش را به امامزاده بسپارد. جوان غافل است از اينكه دست تقدير سرنوشتهاي اين دو نيازمند را به هم گره زده است...
این سریال درمورد یك عمارت قدیمی است كه در هر اپیزود، اتفاقاتی برای شخصیتهای آن رقم میخورد.
این مجموعه داستان فردی است به نام حمید خواستار که نقش او را یوسف تیموری ایفا میکند به دنبال ازدواج با دختری به نام نگار جهانی است که نقش او را سولماز غنی ایفا میکند. در این راه پدر و مادر او [نگار جهانی] که سالها پیش در میان بمباران تهران نگار را که مادرش در بمباران فوت کردهاست، پیدا کرده و بزرگ میکنند، شرطهای زیادی جلوی پای حمید میگذارند و از او ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ در بالای شهر را میخواهند. حمید به سختی (طی ۴ سال) این کار را انجام میدهد و به افراد زیادی بدهکار میشود. او همچنین مجبور به نگهداری از عمویش که بعد از مرگ پدر و مادرش در کودکی او را بزرگ کرده میشود که نقش او را حمید لولایی بازی میکند. اما در همین حین پسر خاله او قادر پیش دست (رضا داوودنژاد)، پسر متانت ذکاوت (مریم سعادت) که به علت تصادف با ماشین کنترل نامحسوس و داشتن گواهینامه جعلی به زندان افتاده از زندان آزاد میشود. او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه (دخترخاله خودش - با بازی زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی میزند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر میاندازد. بازگشت دنیا مفاخری دختر رئیس شرکت حمید (با بازی شهره سلطانی) به کشور و به دنبال آن ورشکست شدن شرکت، باعث میشود حمید ضمن از دست دادن شروط لازم برای ازدواج، نسبت به دنیا مفاخری بدبین شود. بعدها معلوم میشود همسر سابق دنیا با پرونده سازی علیه پدرش (محمد علی تقوی)، او را در خارج به زندان انداخته و در قبال آزادی اش پول هنگفتی معادل سرمایه شرکت را از دنیا گرفتهاست. در نهایت حمید به کمک عمو پرویز، قادر و جمشید (مهران غفوریان) و برادرش (از دوستان قادر در زندان که بعدها طی جریانی معلوم میشود آنها برادرهای نگار هستند) سرمایه شرکت را پس گرفته و به حساب شرکت بازمیگردانند.
این مجموعه داستان دو مامور امنیتی به نامهای کمال (حمیدرضا پگاه) و افشین (امین زندگانی) را روایت میکند که یکی مسئول تیم ضد تروریستی و دیگری مسئول تیم مبارزه با مفاسد اقتصادی و پولشویی است. کمال طبق اخبار واصله مطلع میشود قرار است تیمهای تروریستی داعش عملیاتهایی را در ایران به راه بیندازند. کمال و تیمش با اطلاعاتِ دریافتی از خارج از کشور به ردزنی یکی از نیروهای داعش میپردازند تا از طریق او بتوانند رابطش در تهران را شناسایی کنند. رفته رفته طی این ماجرا دو پروندهٔ پیچیدهٔ تروریستی و اقتصادی به هم گره میخورد.و در قسمت آخر فصل اول افشین برای ماموریت به تل آویو می رود و...
