کرگدن (نمایش) 1369
حاج یونس، صاحب یک معدن فیروزه و پیرمرد خوشنام شهر، قرار است خادم امام رضا علیه السلام شود. سنگ فیروزه عجمی ارزشمندی در معدن پیدا می شود و حاجی قصد دارد آن را هم به آستان قدس هدیه کند. سنگ فیروز دزدیده و نگهبان معدن کشته می شود. حاج یونس به همراه ستاره، همسر دزد فیروزه، مسیر طولانی را برای پیدا کردن فیروزه طی می کند و در این مسیر رازهایی از گذشته حاجی آشکار می شود.
این سریال سرگذشت پیرمردی بنام خلیل فرخی را به تصویر می کشد که چند ماه پس از فوت همسرش علیرغم رسیدگی و سرزدن فرزندان و نوهها احساس تنهایی میکند و میخواهد تجدید فراش کند که در ابتدا با مخالفت فرزندانش روبرو میشود اما رفته رفته آنها نیز به این باور میرسند که برای پدر یک همدم نیاز است و تلاش میکنند برای پدر همسر مناسبی پیدا کنند که اغلب خواستگاریها به نوعی به سرانجام نمیرسد.
شوهر مه لقا درپی رفتن به دنبال شی عتیقه ( گردنبند) گرانبها با تنی خون آلود و زخمی به خانه بازمی گردد و جان می سپارد و نشانه هایی از آن گردنبند را به همسرش مه لقا می گوید. مه لقا روزها را به همراه تنها دخترش به سختی در ایل می گذارند ، اما افکار و عقاید مردمان ایل در مورد زن بیوه او را آزرده می کند .
پاییز پنبه زار روایت خاطرهای ست که برای معلمی تداعی میشود. درست درلحظه شروع کلاس پدریکی از دانش آموزان وارد کلاس، میشود و پسرش را با ناراحتی ازمدرسه میبرد. معلم که ازبچهها جویای احوال آنها شد. متوجه میشود که خانواده دانش آموزش به علت بدهی قراراست آبادی رابه سمت روستایی ترک کنند.
ماجرا از این قراره تاجر تبریزی حدود هفتاد سال پیش برای تجارت راهی قفقاز میشود در راه با بهمن مواجه شده و زیر برف های زیاد می ماند و از هوش میرود بعدها که برف ها اب میشود به هوش امده و راهی شهر خود میشود ولی خبر نداره که هفتاد سال زیر برف های بوده و شهر بکلی تغییر کرده و وقتی به شهر میرسد با ماجراهای جالبی برخورد میکند