بچه گرگهای دره سیب 1399
شش ماه است که مشکلات رابطه آرش و نفیسه، زوجی که سابقه روزهای زندگی مشترکشان به ده سال میرسد، پیچیدهتر و زندگی آن دو به سبب سکوت و قهر نفیسه سردتر شده است. آن دو درحالی که قرار بر طلاق توافقی دارند به پیشنهاد نفیسه به هند سفر میکنند. این سفر به منظور آخرین فرصت برای بهبود رابطه انجام میشود. اما در هند هیچ چیز آنطور که نفیسه تصور میکرد پیش نمیرود. درنهایت آن دو با هم تصمیم میگیرند که آرش به محض بازگشت از سفر وسایلش را جمع کند و به خانهی مادرش برود و در روزی که از قبل مقرر شده هردو برای طلاق به دادگاه مراجعه کنند اما در روز بازگشت از سفر… .
جوانی به نام رسول عامری که به تازگی از زندان آزاد شده، قصد دارد که دزدی را کنار گذاشته و از راه درست مشغول کار شود تا به زندگی و خانواده خود خصوصا شوهر خواهر معتادش سر و سامان بدهد اما به طور اتفاقی با شخصی به نام کیانی برخورد می کند و…
داستان این فیلم دربارهي منيژه، دختر جواني است كه به علت اعتياد پدرش و فشارهايي كه به او وارد ميشود، از خانه فرار ميكند و در دام گروه خلافكاري گرفتار ميشود و به بزهكاري روي ميآورد.
جوانی به ناگاه وارد یک مهمانسرا میشود؛ مهمانسرایی غریب که معلوم نیست کجاست اما هرچه بیشتر بر مختصات مهمانسرا تأمل میکند بیشتر آشکار میشود که جوان در جایی بین مرگ و زندگی قرار گرفته است.
داستان این فیلم دغدغه ها و مشکلات بچه های سندروم دان را نشان می دهد. بچه هایی که به دلیل مشکل ژنتیکی به این بیماری مبتلا شده اند. این بچه ها جز محبت و توجه به چیز دیگری نیاز ندارند. این فیلم بخشی از چالش ها و کم توجهی دیگران را به این موضوع به تصویر می کشد. این ملودرام داستان پسری به نام حسین با بازی حسین اسکندری است. او دلش عاشق شدن می خواهد. او دلش می خواهد مثل بقیه مردم ازدواج کند و با همسرش زندگی عادی داشته باشد. برای رسیدن به این آرزو دست به هر کاری می زند. اما اتفاقی باعث می شود تا زندگی حسین دچار تغییراتی می شود.
قباد همه امور مرتبط با دیوان سالار را بعد از مرگ بزرگ آقا بزرگ برعهده می گیرد. عمه بلقیس برای حفظ قدرت در دست قباد عازم تهران می شود.