گفت: پیکرم را با ذکر یا حیدر تشییع کنید
آنطور که همرزمان پسرم گفتند در جریان یک عملیات در محاصره دشمن قرار میگیرند. آن محاصره چند روزی طول میکشد. اسلحه داشتند ولی غذا و آب نداشتند و ناچار بودند از خانههای خالی از سکنه اطراف خود، چیزهایی پیدا کنند و بخورند تا زنده بمانند
