در راه رفتن به سنگر تدارکات قابلمه از دستش می افتد ته دره؛ درهای که میدان مین هم بود. عملا در آن وضعیت سخت و اسفناک، وقتی قابلمه نبود، غذایی هم نبود؛ حداقل برای چند روز.
برادرهایم؛ باید دلیرانه جلوی جنازه ام قدم بزنید و با مشتهای گره کرده خودتان بر دهان یاوه گویان بزنید و نه اینکه گریه کنید برای اینکه دشمن از گریه کردن شما سوء استفاده میکند.