برچسب شهاب عباسی

دارا و ندار 1389

تیمور گلچین مرد مسن، خودخواه و ثروتمندیست که تمامی دارائیش را فروخته و در امر ساختمان سازی در دوبی سرمایه گذاری کرده و برای همیشه به آنجا می رود. در مسیر فرودگاه او با حاجی فیروزی برخورد لفظی پیدا می کند و حاجی فیروز به او از آه مظلوم و عدم ثبات روزگار میگوید. در دوبی تیمور به طور غیر منتظره ای با عوارض بحران اقتصادی جهانی مواجه می شود و میفهمد شریک ایرانی اش فرار کرده است و…

کامیون 1398

نادر سهرابی، (مهدی هاشمی) پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار می‌کند و اتفاقی با سه دانشجو: صابر (بهنام شرفی)، وحید (علی عامل هاشمی) و اشکان (هادی مرتضی زاده) که صاحب‌خانه به دلیل مشکلاتی اثاثیه‌شان را به خیابان ریخته‌است، آشنا شده که این آشنایی زمینه‌ساز اتفاقات مختلفی در روند داستان می‌شود.

کوچه اقاقیا 1382

سریال دربارهٔ مردی پا به سن گذاشته (با بازی منوچهر نوذری) است که در خانه قدیمی خود زندگی می‌کند. همسر او گل‌نساء (کتایون امیرابراهیمی) چند سال پیش فوت کرده‌ ، اما مدتی است که شب‌ها به خواب او می‌آید و دربارهٔ مسائل مختلف با او صحبت می‌کند. گاهی اوقات به نصرت خان نوید می‌دهد که به زودی باید بار سفر را بسته و به او بپیوندد. این رؤیاها باعث نگران شدن فرزندان او نسبت به تندرستی پدر و دورهم جمع شدن ایشان در خانه پدری می‌شود. حضور آن‌ها در کنار هم ماجراهای طنزی را رقم می زند که کلیت این مجموعه را تشکیل می‌دهد.

بوتیمار 1399

داستان این سریال در مورد خانواده ای به اسم خانواده گلابی که قبل از شیوع ویروس کرونا ۴ خودرو از شرکت لیزینگ خریداری کرده‌اند تا آنها را بفروشند و خانهٔ بزرگی برای مادر خانواده بخرند اما خودروها تحویل داده نمی‌شود تا اینکه پدر خانواده یعنی پرویز گلابی (با بازی حمید لولایی) متوجه می‌شود این شرکت کلاه‌برداری بوده و برای پیدا کردن طلاهای خانم خود یعنی مریم (با بازی مرجانه گلچین) که به یکی از کارمندان لیزینگ داده بود عازم شمال می‌شود…

طلاق به سبک ایرونی 1388

داستان درباره زن و شوهری است که به خاطر اختلافات متعدد قرار است از هم جدا شوند. در این بین به آنها اطلاع داده می شود که حساب بانکی مشترکشان برنده یک ویلا در کیش شده است و…

کالسکه 1392

قصه کشمکش و چالش های بین یک زوج جوان است بر سر اینکه در وطن بمانند یا مهاجرت کنند، ضمن اینکه شرایط اقامت در یک کشور دیگر برای آنان فراهم شده است. در این میان مسائل تازه ای مطرح می شود که موضوع را به سمت و سوی دیگری سوق می دهد

شرط اول 1388

بهرام (کامبیز دیرباز) در حمایت از اکبر (اکبر عبدی) در برابر طلبکاران شرورش، با آنها درگیر می‌شود و به ناچار می‌گریزد. در تعقیب و گریزی نسبتا طولانی، بهرام تصادف می‌کند و ضربه‌مغزی می‌شود و به کما می‌رود. پزشکان که از درمان او قطع امید کرده‌اند، پیشنهاد می‌کنند اعضای بدن بهرام را به بیماران نیازمند اهدا کنند و در عوض مبالغ هنگفتی دریافت کنند. این پیشنهاد خانواده بهرام را دچار وسوسه و تغییر شرایط می‌كند. اما درست زمانی‌که آنها مشغول خرید و فروش اعضای بهرام و وسایل شیک و تازه برای منزل هستند، بهرام به هوش می‌آید و دردسرها آغاز می‌شود.