مسافر ارغوان 1389
«مسافر ارغوان» داستان فرمانده گردانی به نام سیدمرتضی است که سالها پس از پایان جنگ، برای پیدا کردن یکی از افرادش، با گروه تفحص عازم جنگلهای ایلام میشود...
«مسافر ارغوان» داستان فرمانده گردانی به نام سیدمرتضی است که سالها پس از پایان جنگ، برای پیدا کردن یکی از افرادش، با گروه تفحص عازم جنگلهای ایلام میشود...
داستان سریال پوست شیر درباره مردی به نام نعیم است؛ مردی که 15 سال را در حبس گذرانده و بعد از آزادی به دنبال آن است تا بتواند در کنار دخترش ساحل زندگی کند. همسر نعیم طلاق گرفته و سالها است که با مردی دیگر زندگی مشترک دارد و ساحل نیز همان مرد را پدر خطاب می کند. اما بعد از آزادی نعیم رابطه اش با او شکل می گیرد؛ رابطه ای متزلزل که دیگران نمی خواهند چندان استوار باقی بماند….
کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …
سریال «زعفرانی» مضمونی خانوادگی و طنز دارد و داستان آن درباره خانواده زعفرانی است که با همکاري هم رستوران خانوادگی را اداره می کنند.
داستان این مجموعه طنز ۱۵۱۲ روز پس از اتفاقات سریال شاهگوش است. یکی از شخصیتهای سریال شاهگوش، سرباز خنجری (با بازی احمد مهرانفر) بود که از شمال به تهران آمده بود و در کلانتری ۱۰۰ ملت مشغول به گذراندن خدمت سربازی خودش بود. یکی از متهمینی که به کلانتری آورده شد خانم جوانی به نام الیزابت بود که یک سگ به نام لوسی داشت. خنجری عاشق الیزابت میشود و در زمانی که میفهمد سگ الیزابت توقیف شدهاست، یک سگ را اشتباهاً به جای لوسی برمیدارد و به الیزابت میدهد. الیزابت که میفهمد سگ مال او نیست، برای ناراحت نشدن خنجری به بهانه پارک کردن خودرویش از پارک خارج میشود و حالا ۱۵۱۲ روز از آن روز میگذرد و هنوز الیزابت برنگشته است. اما خنجری همچنان به دنبال الیزابت است که روزی او را یافته و با او ازدواج کند اما در این مدت که در تهران به دنبال الیزابت است روزگار سختی را میگذراند و شبها شهربازی میخوابد تا اینکه گویی ستاره اقبال او نمایان میشود و…
داستان سریال دربارهٔ یک اختلاس و فساد اقتصادی بزرگ است که خانوادهٔ شاد مرضیه، (با بازی ماهچهره خلیلی) را تحت تأثیر قرار میدهد و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که مجبور به انتخاب و تصمیمگیری میشود. «مرضیه در تعارض کار و مذهب مجبور به انتخاب میشود. انتخاب این مسیر اتفاقات جدیدی را برایش رقم میزند و …»
عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده، سراغ عطا ميروند. عطا دراين مدت درکما بوده و به تازگي بههوش آمده و به زندگي عادي بازگشته. اين سه رفيق دوباره باهم همراه شده، در پي کاري شرافتمندانه ميگردند. اما پس از تلاشهاي بسيار،ناچار ميشوند دوباره ....
چند سارق خطرناک و حرفه اي با لباس هاي مبدل و به صورت انيميشن دو بعدي کتيبه اي را از موزه ملي مي دزدند و قصد خروج از کشور را دارند.در ادامه داستان کتيبه به دست چند کودک و نوجوان در شمال کشور مي افتد و اين کودکان با يکديگر عهد مي بندند که تا رسيدن پليس از کتيبه دفاع کنند. همين باعث مي شود که بچه ها از تمام وسايل خود به عنوان سلاح استفاده کنند و اين مسائل ايجاد طنز موقعيت مي کند.