برچسب شقایق سرسختی

غریزه 1401

آتیه و مادرش از تهران به خانه‌ی رسول‌خان در روستا می‌روند. کامران، پسر رسول‌خان در راه آن‌ها را دیده و وقتی در بالکن عمارت می‌بیندشان گل از گلش می‌شکفد و همان‌جا داستانش با آتیه شروع می‌شود.

روزی روزگاری مریخ 1400

ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....