برچسب شقایق رهبری

حفره 1384

داستان اين فيلم سينمايي درباره پروانه و سياوش است كه در شرف ازدواج قرار دارند و به همين خاطر در پي يافتن مسكني براي شروع زندگي مشتركشان هستند كه يكي از دوستان سياوش خانه اي قديمي براي آنها اجاره مي كند. اما در اين منزل قديمي اتفاقاتي براي اين زوج رخ مي دهد.

کات 1387

دو سارق مسلح به قصد سرقت وارد یک مغازه صرافی می شوند و پس از کشتن صاحب مغازه، 5/2 میلیون دلار را به سرقت می برند. اما این همه ماجرا نیست چرا که ...

با من حرف بزن 1387

داستان این فیلم درباره زنی به نام فرشته است که بعد از 10 سال به ایران برمی‌گردد، اما با تصادف خودرو خود درگیر ماجراهایی متفاوت می‌شود.

میهمانان غریب خاک 1385

این فیلم درباره پیدا شدن پیکر مفقودالاثران جنگ تحمیلی بعد از 18 سال در ارتفاعات پربرف کردستان است که خانواده های آنها برای شناسایی به کردستان می روند.

پرانتز باز 1389

داستان هم از جایی شروع می‌شود که آقای گلشهر یک مسافرخانه قدیمی را که حالا به یک ساختمان متروکه و دورافتاده در گوشه‌ای از شهر تبدیل شده، بازسازی می‌کند و آن را به مهمانخانه‌ای مجلل تبدیل می‌کند و خودش هم در آن مشغول به کار می‌شود. حضور آدم‌های مختلف در این مهمانخانه این شرایط را فراهم می‌کند که آدم‌های مختلفی با حضور در آن، داستان‌های مختلفی را رقم بزنند که موضوع بیشترشان حول مضامین اجتماعی می‌گردد

یکی مثل من 1392

یکی مثل من داستان سه زوج جوان است که سه دیدگاه متفاوت درباره ازدواج دارند . یک زوج معتقد است که احساس خوشبختی زن و شوهر در این است که در همه زمینه ها با هم تفاهم داشته باشند . زوج دیگر معتقد است که تضاد احساس خوشبختی است و زوج سوم معتقد است که عشق می تواند خوشبختی زن و شوهر را تضمین نماید.

جعفر که در صدد است ازدواج موفقی داشته باش، از طریق دفتر مشاوره به دنبال همسر متناسب برای خود می گردد. روزی از طریق دفتر مشاوره با دختری به نام گلناز آشنا می شود که تا ۹۰ درصد، با او تناسب و همخوانی دارد. در ادامه این دو نفر با یکدیگر ازدواج می کنند. از سوی دیگر دکتر جوانی به نام سپهر، با دختر لجباز و پرشوری به نام نرگش آشنا شده و آنها نیز با یکدیگر ازدواج می کنند. بر حسب اتفاق، این دو زوج با یکدیگر همسایه می شوند جعفر و گلناز در نهایت آرامش و خوشی و سپهر و نرگس هم دائم با هم جر و بحث و دعوا دارند.
یکبار که جعفر و گلناز، قصد پادرمیانی برای سپهر و نرگس دارند، کم کم زندگی خودشان دچار اختلافاتی می شود، به طوری که جعفر می پندارد اینکه همیشه با همسرش در توافق و آرامش زندگی کنند چندان هم خوب نیست و بد نیست بعضا مخالفت ها و اختلاف نظرهایی هم در این میان وجود داشته باشد. این باور به تدریج باعث بوجود آمدن اختلافات جدی بین جعفر و همسرش شده تا حدی که گلناز به قهر از خانه جعفر می رود. از سوی دیگر ملاطفت ها و صبوری های گلناز، روی نرگس تاثیر مثبت گذاشته و او تصمیم می گیرد دست از جر و بحث همیشگی با سپهر بردارد.
در نهایت هر دو خانواده که به اشکالات موجود در رفتارشان در زندگی مشترک پی برده اند، زندگی جدیدی را از سر می گیرند."

خیابان ارگ 1396

آقای مجیدی معلم بازنشسته ای است که به دلیل علاقه زیاد به فیلم، مجموعه بزرگی از فیلم های معروف تاریخ سینمای جهان و ایران را در خانه خود دارد. در همسایگی خانه آقای مجیدی، خانواده ای زندگی میکنند که دختر خانواده به نام لادن ام

کبوتر با کبوتر 1391

سعید پسر گچکاری است که به تازگی با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده، اما به دلیل فقر خود و همسرش؛ جهاز خواهرش را برمی دارد و به خانه خود می آورد. خواهرش در صدد شکایت از او بر می اید، اما وقتی برای گرفتن فرم شکایت به مغازه قاسم که نزدیک دادگاه است، می رود ،با قاسم آشنا می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. اما جهاز ندارد و قاسم هم به طبقه ای بالاتر از او تعلق دارد و... یکی دیگر از شخصیت های داستان زنی 65 ساله به نام خانم احتشام زنی کتابخوان است. همسر خانم احتشام فوت کرده و او با مستمری شوهرش تنها در خانه بزرگی که اینک مخروبه شده و یادگار شوهرش است، زندگی می کند. مادر سعید هفته ای یکبار برای نظافت به خانه خانم احتشام می آید. فیلم در واقع سه داستان جداگانه را دنبال می کند، داستان خانم احتشام؛ داستان سعید و همسر فقیرش و داستان قاسم و خواهر سعید. آدمهای این سه داستان در پایان به نحو دلنشینی به یکدیگر مرتبط می شوند.