برچسب شقایق دهقان

پاورچین 1381

فرهاد (مهران مدیری) یک برره‌ای است که سال‌ها پیش برای تحصیل از برره به تهران آمده و با مهتاب مهتابی (سحر زکریا) ازدواج کرده و داماد سرخانه است. او که ذاتاً فردی چاپلوس است با همین روش در یک شرکت مهندسی ساختمان مشغول کار معماری شده و به تدریج، جای مدیر بخش پیشین را اشغال می‌کند. طُغرُل (محمدرضا هدایتی) سرایدار خانه پدر (ابراهیم آبادی) و مادر (هایده حائری) مهتاب است که به شدت از برره‌ای‌ها بیزار است. در پی قبول‌شدن شادی (سحر ولدبیگی) - خواهر فرهاد - در دانشگاه در رشتهٔ «کتاب‌گذاری»، پدرش او را نیز به تهران می‌فرستند تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند.

داوود (سید جواد رضویان) که یک پایین‌برره‌ای است به زور، مهمان خانهٔ فرهاد (پسرعمویش) می‌شود وبا مظلوم‌نمایی خواهان کار در شرکت فرهاد می‌شود و سرانجام به‌عنوان آبدارچی در آنجا مشغول به‌کار می‌گردد. داوود در آغاز ورود به تهران، عاشق دختری به نام یاسمن (شقایق دهقان) می‌شود که فکر می‌کند فرزند خانواده‌ای ثروتمند است. اما هنگام خواستگاری می‌فهمد که او خدمتکار خانه است. او از فرهاد و مهتاب می‌خواهد که برای او و یاسمن، عروسی برگزار کنند. به این ترتیب داود و یاسمن نیز وارد خانهٔ فرهاد می‌شوند و برای زندگی، در یکی از اتاق‌ها سکونت می‌یابند. پس از اینکه سپهر (سیامک انصاری) نیز به این جمع اضافه می‌شود روند سریال متفاوت شده و هر بار اتفاقات تازه‌ای روی می‌دهد...

ناگهان درخت 1397

زوجی که درباره بچه‌دار شدن دچار اختلاف هستند و در نهایت تصمیم می‌گیرند جنین را سقط کنند. فرهاد و مهتاب به همراه دوستانشان تصمیم دارند به صورت قاچاقی از ایران خارج شوند و قرار است کسی را ملاقات کنند که مقدمات این کار را فراهم کند. اما در محل قرار ملاقات، با مامور نیروی انتظامی مواجه می‌شوند که به آنها اطلاع می‌دهد فرد مورد نظرشان دستگیر شده و باید یکی از آنها را برای پاره‌ای توضیحات با خودش ببرد. قرعه به نام فرهاد می‌خورد و او پس از بازجویی‌های عجیب و غریب، ناباورانه سالها به زندان می‌افتد. بخش سوم فیلم به دوره پس از زندان فرهاد و دیدار او با مهتاب و شروع یک زندگی مجدد بازمی‌گردد.

زیر نور ماه 1379

سيدحسن طلبه ي جواني است كه در شرف ملبس شدن است، در حالي كه هم دوره اي هاي وي درصدد تهيه ي لباس هستند، سيد حسن در رابطه با راهي كه رفته و ادامه ي آن با خود دچار تناقض هايي مي شود و از ملبس شدن سرباز مي زند، ولي به احترام پدرش لباس را تهيه مي كند. پسر بچه ي دستفروشي بنام قاسم لباس هايش را مي دزد و سيدحسن با رفتن به دنبال او با فقر و فلاكت انسان هايي كه با قاسم زندگي مي كنند، آشنا مي شود و با آن ها ارتباط برقرار مي كند. او سرانجام به حوزه بازمي گردد و بعد از ملبس شدن به دنبال قاسم كه در كانون اصلاح و تربيت به سر مي برد رفته و زندگي جديدي را آغاز مي كند

گزارشی از پشت صحنه سریال سر به راه + گفتگو با بازیگران و عوامل مجموعه

یک خانه ویلایی نیمه‌قدیمی در ولنجک تهران، دو نبش، درست سر یک کوچه باریک. اینجا یکی از لوکیشن‌های تصویربرداری سریال سر به راه است؛ سریالی نوروزی که شبکه سه برای بینندگانش تدارک دیده. مجموعه‌ای با مضمونی اجتماعی و خانوادگی که مهدی محمدنژادیان با همکاری علیرضا کاظمی‌پور نگارش آن را بر عهده دارد و سعید سلطانی کارگردانش است.