پروین اعتصامی نقطهای ماندگار در تاریخ شعر زنان ایران است
حوزه/ مراسم رونمایی از مجموعه شعر چهار شاعره زن اندونزیایی در مجتمع فرهنگیهنری تامان اسماعیل مرزوقی جاکارتا برگزار شد.
حوزه/ مراسم رونمایی از مجموعه شعر چهار شاعره زن اندونزیایی در مجتمع فرهنگیهنری تامان اسماعیل مرزوقی جاکارتا برگزار شد.
بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟
روی لب ها یا که بازوها ،کجا بگذارمش؟
امشب غزل بر موج دریا مینویسم
دریای عشقم را همین جا مینویسم
گاهی وقتـا فرامـوش کن کجـایی ؛
به کجـا رسـیدی ؛
و به کجـا نرسـیدی …
گـاهی وقتـا فـقـط زنـدگـی کـن …..
یاد قولهایی کـه به خودت دادی نبـاش …
یه وقتایی شرمنده خودت نبـاش
«تقصیر تو نیست تو تلاشتو کردی امــــــا نشـــد »
یه وقتایی جواب خودتو نده …
هر کی ازت پرسید چرا اینجای زندگی گیر کردی
“لـــبـــخـــنـــد بــزن “و بگو
کم نذاشتم ؛
امـــــا …. نــشــد !!!!
یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر
میدونم سخته ولی تو تلاشتو بکن…
به چه مانند کنم؟
قایقی خواهم ساخت… با کدام عمر دراز؟
نوح اگر کشتی ساخت،… عمر خود را گذراند،
با تبر روز و شبش، ………….بر درختان افتاد،
سالیان طول کشید، ………عاقبت اما ساخت…
پس بگو ای سهراب؛ ….شعر نو خواهم ساخت…!
بیخیالِ قایق…یا که میگفتی،
تا شقایق هست زندگی باید کرد…؟
این سخن یعنی چه…؟!!با شقایق باشی؛
زندگی خواهی کرد…ورنه این شعرو سخن،
یک خیال پوچ است…پس اگر میگفتی؛؟؟؟
تا شقایق هست،…………حسرتی باید خورد؛
جمله زیباتر میشد…!
تو ببخشم سهراب…
که اگر در شعرت،
نکته ای آوردم،
انتقادی کردم؛
به خدا دلگیرم،
از تمام دنیا،
از خیال و رویا؛
به خدا دلگیرم،
به خدا من سیرم،
در جوانی پیرم…
زندگی رویا نیست؛
زندگی پردرد است؛
زندگی نامرد است…!
آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی
ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی
راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز
یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی
مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان
بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی
سر به زیرانداختی و گفتی آهسته سلام
لب فروبستی نگاه شرمساری داشتی
خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را شکست
نه نگفتم سالها چشم انتظاری داشتی
با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش
سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی
وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی
صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود
کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی
عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت
دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی…..
از تبارخستگانم حال و روزم خوب نیست
بیقرارت میشوم در قلب تو آشوب نیست؟