شعرهای زیبا و غزل ها و قصائد عاشقانه(شهریور ۹۴) – شعر شعبی
نمی خواهی اگر من را، تو را هر لحظه می خواهم
که تو معشوق من هستی، همان معشوق دلخواهم
نمی خواهی اگر من را، تو را هر لحظه می خواهم
که تو معشوق من هستی، همان معشوق دلخواهم
بلبل ، آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو ، تمنائی هست
رد شد از کوچه ی ما، خانهی ما ریخت بهم
یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم
شعر نو کوتاه منبع : سوری فانبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
نخند، پشت تبسم همیشه محکومی
تو در قضاوت مردم همیشه محکومی
سکوت تلخِ عمیقت چه هیبتی دارد
چه گناهی چه حرامی چه کسی گفته که دل…!
باید ازروی قوانین تو محرم بشود…!
شاخه را محکم گرفتن این زمان بیفایده است
برگ میریزد، ستیزش با خزان بیفایده است
شعر بسیار زیبا از يک حقوقدان با سليقه: