شعر دوبیتی عاشقانه و شعرهای کوتاه و بسیار زیبا
برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم
برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم
ای بنازم گل لب مرمر دندان تو را
باغ صد رنگ ندارد لب خندان تو را
می و میخانه کجا حال نگاه تو کجا؟؟
که ندارد بشری حالت چشمان تو را
لب به دندان گزم از حسرت یک بوسه ی گرم
چون به لبخند ببینم لب و دندان تو را
قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کند
شعر بسیار زیبا از يک حقوقدان با سليقه:
غزل های عاشقانه مهر 94 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن دِرَود عاقبت کار که کشت همه کس…