جایی برای اشتباه نیست 1389
داستان جوانی است به نام فرهاد فتحی که به دلیل انجام یک اشتباه غیرعمدی و شکایت شاکی مدتی را در زندان به سر میبرد، او پس از آزادی به دلیل ماجرایی دیگر متهم میشود و...
داستان جوانی است به نام فرهاد فتحی که به دلیل انجام یک اشتباه غیرعمدی و شکایت شاکی مدتی را در زندان به سر میبرد، او پس از آزادی به دلیل ماجرایی دیگر متهم میشود و...
مجموعه «رقص روی شیشه» یک ملودرام در سبک اجتماعی و عاشقانه در نکوهش مهاجرت و در ستایش خانواده است. رعنا و یغما، زندگی خوب و عاشقانهای دارند اما زندگیشان را سایه رازهایی که پنهان کردهاند، تهدید میکند و همین پنهانکاری، ماجراهای هولناکی را برایشان رقم میزند.
این مجموعه دربارهٔ دختری به نام عاطفه (افسانه پاکرو) که با قبول شدن در دانشگاه، در رشتهٔ حقوق از شیراز به تهران میآید و به دنبال محقق شدن رویاهای خود از جمله پولدار شدن است و با مردی (مهدی فخیم زاده) که هم سن پدرش است در هواپیما، آشنا میشود و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند ...
در گاوصندوق خانه غلامحسین پروانه، جواهری گرانقیمت به امانت گذاشته شده، که تعدادی تصمیم به سرقت آن دارند. یکی از آنها جوانی شهرستانی به نام غلامرضا (افشین هاشمی) است که برای این کار از طرف یک گروه زیر فشار قرار گرفتهاست. او برای دسترسی به گاوصندوق، در مجتمع محل سکونت پروانه، اقدام به اجاره یک آپارتمان میکند و به تدریج عاشق دختر آقای پروانه میشود. داستان مجموعه تلویزیونی دارای پیچ و تابهای معمایی فراوان و جذاب به سبک داستانهای آگاتاکریستایی و دارای وجه روانکاوانه معمایی است.
مجموعه تلویزیونی کلانتر 1، داستان سرگرد علی امیری و ستوان رضا بیات است که در ۳ اپیزود مختلف، ۳ داستان مختلف را به تصویر میکشند.
سریال «به کجا چنین شتابان» قصهٔ جوانی است که سری پرشور دارد و آرزوهایی بزرگ که میخواهد به یکباره به آنان برسد. قصه داستان روایت گر افرادی است که میخواهند یک شبه راه صد ساله را بروند و در این راه بدون توجه به بهایی که میپردازند، با مشکلات زیادی مواجه میشوند!
داستان از این قرار است که یک بانک، اقدام به برگزاری مراسم قرعهکشی میکند. یکی از جوایز این قرعهکشی، سفر به کربلاست. تعدادی از دارندگان حساب پسانداز، برنده این جایزه میشوند که هر کدام از آنان برای خودشان داستانی دارند. این مجموعه موقعیت دراماتیک افرادی را روایت میکند که میهمان امام حسین (علیهالسلام) هستند.
رضا که به خاطر ضمانت دوست دوران بچگیاش به زندان افتاده با پرداخت شدن بدهیاش توسط زنی که نذر داشته از زندان آزاد میشود و به دنبال آن زن میگردد. دکتر آفاق که در بیمارستانی که لیلا زن رضا در آن نظافتچی است، کار میکند. متوجه قضیه زندانی شدن رضا میشود و به نمایشگاه آقای صمدی میرود و ماشینش را میفروشد قرض رضا را میدهد و پسرش ساعد که قاری قرآن است، سرطان حنجره دارد. رضا که ماشینی قسطی خریده آنها را به زیارت میبرد اما خودش نمیرود. ساعد به او میگوید که خداوند هر که را دوست دارد بیشتر به او سختی میدهد تا ساخته شود .رضا هم پشیمان شده و به زیارت میرود