برچسب شجریان

شاهکاری که علی حاتمی، شجریان و علیزاده ساختند + صوت

حسین علیزاده همان هنرمندی است که بسیاری نه صرفا به واسطه نبوغش در موسیقی، بلکه برای شخصیتش او را می‌ستایند. علیزاده همان هنرمند جسوری است که وقتی کلامی نیاز به بیان داشته باشد و کمتر کسی حاضر به عنوان آن است، حتما آن را بیان می‌کند و بارها شده که درد دل هنرمندان موسیقی را با صدایی رسا و جسورانه به گوش رسانده است.

رندان سلامت می‌کنند…

گاهی آن‌قدر مشکلات از سر و رویمان می‌بارد و اخبار بد و ناراحت‌کننده به سمتمان هجوم می‌آورد که دیگر حوصله هیچ‌چیز و هیچ‌کسی را نداریم. دلمان می‌خواهد فرار کنیم و پناه ببریم به دشتی، بیابانی، جایی که دیگر کسی نباشد و خبری به گوشمان نرسد  «که آن را که خبر شد خبری باز نیامد.» این‌جور مواقع فقط دستمان سمت کتابی می‌رود: دیوان حافظ، غزلیات سعدی، شاملو. کنارش فقط می‌‌خواهیم موسیقی گوش دهیم، نوای سه‌تار، کمانچه، پیانو… . چیزی که به عمق جانمان نفوذ کند و شمع شرقی‌مان را روشن نگه دارد. ببرِدمان آنجا که می‌خواهیم. چه دارویی بهتر از موسیقی‌ای که هم شعر حافظ و سعدی در آن باشد و هم نوای تار و کمانچه برای تسکین حالِ زارِ «شرقی غمگینی» که نوستالژی گذشته اشک به چشمانش می‌آورد و غصه آینده را به دلش هوار می‌کند؟ 

مرغ سحر ناله سر کن

محمدرضا شجریان، متولد اول مهر 1319 در مشهد است. به گفته خودش هرآنچه که در موسیقی به دست آورده بود، از برکت‌های آموزش و تشویق‌های پدرش بوده.

کاش صدام نداند خانه شجریان کجاست!

سرانجام قلب هنرمندی که یک‌عمر درراه اعتلای آواز و موسیقی و شعر و فرهنگ کوشیده بود در روز هفدهم مهرماه سال جاری از تپش ایستاد و اکنون ملتی قلب‌هایشان سوگوار پرواز ابدی اوست… ملتی که سال‌ها را با این صدا زیسته بودند، از تبلور تمام امیدها و رنج­هایشان به هنگام خواندن تصنیف مرغ سحر تا معنویت مناجات و ربنای او در هنگام افطارهای ماه رمضان. ازاین‌رو شجریان را باید یگانه هنرمندی دانست که در تمام لحظات تاریخ ملتش، چون رودی خروشان جاری بود چراکه این مردم، غم­ها و شادی­ها و امیدها و دل‌بستگی‌هایشان را با این صدای پیوند داده بودند. در یک نمونه از این هزاران زیستنِ این صدا در فرهنگ مردم، می­توان نمونه‌ای را مثال زد و آن را به تمام جهانیان باافتخار تمام نشان داد که چگونه شعر و موسیقی در تاروپود یک ملت زندگی می‌کند و نفس می­کشد.