خداحافظ تهران 1389
این فیلم روایت زندگی دو خانواده است که با تدوین موازی پیش می رود.از یک سو، خانواده شخصیت اصلی داستان، فریبا (با بازی مرضیه خوش تراش)قرار دارد و از سوی دیگر خانواده ماهرخ با بازی ژاله صامتی. این دو خانواده در نقطه ای با هم برخورد می کنند و بر هم تاثیر می گذارند.فریبا دختر جوانی است که اخیرا نامزد کرده است و به دنبال فراهم کردن جهیزیه ازدواجش است. او که پدر ندارد با کار در یک شرکت خدماتی به مادرش در تامین مخارج خانواده و فراهم کردن جهازش کمک می کند.فیلم با روایت موازی زندگی این دو خانواده به مشکلات نسل ها می پردازد و چاره حل مشکلات را فهم و کمک متقابل می داند.
این فیلم روایت یکی از شهدای مدافع حرم میباشد.
آهو، دانشجوی جوان با یافتن نشانهای از گذشته اش دچار آشفتگی میشود و در آستانه جدایی از خانواده اش قرار میگیرد. چاره جویی برای رفع بحران روحی از او، ناخواسته و بهتدریج وی را به رمزگشایی روانی از شخصیت پدرش که سالهاست زخمی عمیق را در هراس از تصور اتفاقی بد در خود پنهان کردهاست، میکشاند. تقابل پدر و دختر، روابط آنها را با اطرافیان تحت تأثیر قرار میدهد و هر یک را به نحوی درگیر ماجرا میکند.
داستان دختری را روایت میکند که برادرش به علت بدهی دو روز مانده به عید دستگیر میشود و او برای آزاد کردن برادر، تصمیم به فروش ماشین کهنه خود میگیرد. از طرفی شخصی ادعا میکند که این ماشین متعلق به پدر نامزدش است که مدتی پیش به سرقت رفته است و ...
این سریال با محوریت قصه آدمهای مختلفی است که در زندگی چالشهایی برای آنها پیش میآید، اما این چالشها را با ایمان، توکل و آگاهی حل میکنند و داستانش پیرامون روایت و دلدادگی آدمهای مختلف به امام حسین(ع) است که در موکبی در ایستگاه راه آهن شلمچه میگذرد و به گفته کارگردان آن سعی شده تا با نگاهی نو و در یک لوکیشن واحد داستان این افراد بیان شود.