برچسب شاهین فتحی

از یاد رفته 1403

داستان سریال در مورد یک پیرمرد ثروتمندی به نام اسماعیل ادیبی بوده که بر اثر ایست قلبی فوت کرده است اما هنگام انتقال او به غسالخانه زنده میشود و تصمیم میگیرد ارث و میراث خود را تقسیم کند. او که سالها پیش پسرش اعدام شده است، عروسش به همراه نوه اش شهاب آنها را ترک کرده وحالا این پیرمرد بعد از گذشت سالها ردی از نوه و عروسش پیدا میکند و نوه دیگرش پریسا را به سراغ شهاب میفرستد تا با او ملاقات کند و ماجرای گذشته را برایش بازگو کند

استاد 1401

این فیلم درباره یک معلم دانشگاه به نام "محمود" (با بازی حسن معجونی) است که به تازگی با بحران‌های مختلفی در زندگی شخصی و حرفه‌ای خودش مواجه می‌شود. او که به شدت به شغل و تدریس خود علاقه دارد، درگیر مسائل خانوادگی، اجتماعی و اخلاقی می‌شود که باعث می‌شود ارتباطش با دانشجویان و همکارانش تحت تاثیر قرار بگیرد.

میراث (دنیای گمشده) 1397

داستان این مجموعه درباره یک طلبه جوان بوده که به همراه مادرش در یک روستایی بدون امکانات و دور افتاده زندگی میکند. او یک زندگی ساده و روستایی دارد و از وضوع مالی بسیار بدی برخوردار میباشد که بعد از مدتی متوجه میشود که یک کارخانه ای که ورشکست شده به او ارث رسیده است و همچنین دارای دو خواهر و دو برادر ناتنی است که به لحاظ رفتار اجتماعی و خلق و خو با او تفاوت‌های بسیاری دارند این طلبه برای گرفتن حق و حقوق خود به تهران می آید اما اتفاقاتی برایش رخ میدهد

بی همه چیز 1399

در روستایی پیش از انقلاب فردی خان‌زاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت می‌کند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپرده‌اند. حال پس از سال‌ها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشراف‌زاده به روستا برمی‌گردد و به مردم وعده می‌دهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آن‌ها خواهد داد…

جیران 1400

داستان سریال جیران، در زمان قاجار سپری می شود. این سریال روایتگر دوران ناصرالدین شاه و زمان پس از مرگ امیرکبیر است. داستان این سریال در رابطه با عشق ناصرالدین شاه به یکی از زنان حرمسرایش به نام “جیران” است. جیران به عنوان اولین سوگلی ناصر الدین شاه شناخته می شود.

مرتضی 1398

داستان این فیلم با نگاهی آزاد به یک پرونده واقعی توسط حمیدرضا بابابیگی نوشته شده و قصه زندگی مرتضا جوان شهرستانی است که بعد از زلزله بم برای کار و زندگی و تحصیل به تهران آمده اما ناخواسته مرتکب قتلی می شود که فصل دیگری در زندگی او رقم می خورد.