برچسب شاهین احمدی

در و تخته 1405

این سریال ۱۱ قسمتی با رویکردی اجتماعی و دینی، به موضوع ازدواج به‌موقع و آسان در میان جوانان می‌پردازد. این مجموعه تلاش دارد به دغدغه‌های امروز خانواده‌ها و نسل جوان پاسخ دهد و با زبانی ساده و صمیمی، چالش‌ها و فرصت‌های ازدواج آسان را به تصویر بکشد.

ناریا 1404

«ناریا» داستان زندگی دختری نابغه را به تصویر می کشد که آینده‌ درخشانی در عرصه‌ی علم و فناوری دارد. او در تلاش است تا با ثبت اختراعی بزرگ، کشور را از نیاز به واردات یک کالای راهبردی بی‌نیاز کند؛ اما در مسیر این پیشرفت مهم، گروه‌هایی از خلافکاران و عوامل مخرب داخلی و خارجی سد راهش می‌شوند.

لمندگان 1404

«لمندگان» روایتگر داستان سه جوان است که با نگاهی متفاوت به زندگی، صاحب تفکری هستند که چرا لاک‌پشتی که به کندی حرکت می‌کند، ۳۰۰ سال عمر دارد، اما خرگوشی پرتحرک تنها چهار سال زنده می‌ماند؟ آن‌ها با تکیه بر این تفکر، سبک زندگی لمیدن و آرام‌زیستن را برمی‌گزینند؛ شیوه‌ای که به‌زعم خودشان می‌تواند عمرشان را طولانی‌تر کند.

پیشی میشی 1398

پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند

لازانیا 1396

«لازانیا» قصه پسری به نام پارسیا است که از شیطنتش همه مدرسه را عاصی کرده است و ناظم جدید در اولین روز کاری‌اش در مدرسه از پارسیا می‌خواهد مادرش را فردا به مدرسه بیاورد اما پارسیا که متوجه شرایط بحرانی زندگی مادرش در غیاب پدر هست، دایی‌اش را راضی می‌کند تا با شکل و شمایل یک زن به مدرسه بیاید و قضیه را ختم به خیر کند، اما قضیه وقتی وخیم می‌شود که آقای ناظم عاشق مادر دروغین پارسیا می‌شود.