برچسب شاهنامه خوانی

خاموشی بستور سپاهان

نویسنده: پیمان کلانتر معتمدی عکس: معتمدی
نزدیک به ده سال پیش که هر هفته در روزهای چهارشنبه برای سخنرانی و مباحثه درباره تاریخ اصفهان در عمارت هنرمند حاضر بودم برای نخستین بار با مرشدی آشنا شدم که با آن خلعت و دستار سپید رنگ، حکیم طوس، فردوسی بزرگ را در نظر هر بیننده ای تداعی می کرد.

آشنایی با معنی دیو در شاهنامه/  تاریخ خانه‌سازی و شهر‌سازی در ایران بر اساس شاهنامه 

نشست تخصصی شاهنامه‌پژوهی در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار و به معنی دیو و موضوع دیوان در شاهنامه پرداخته شد و همچنین تاریخ خانه‌سازی و شهرسازی در ایران بر اساس شاهنامه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.

یلدای دیروز و تکنولوژی امروز

یلدا طولانی‌ترین شب سال است. نماد امید و اینکه بالاخره حتی بعد از این همه سیاهی و مدت طولانی نور و روشنایی می‌آید و پیدا می‌شود؛ ولی وقتی تنهایی و دور از همه، این زمان بیشتر می‌شود، طولانی‌تر و شاید وهم انگیزتر. به خاطر همین است که طبق عادات و رسوم، ما ایرانی‌ها دور هم جمع می‌شویم. همدیگر را می‌بینیم و برای اینکه زمان طولانی طی شود و احساس نشود، برای هم قصه و شعر می‌خوانیم و سرگرم می‌شویم.

پایه‌های نهاد کودکی در اصفهان

اوایل ورودم به دانشگاه بود. پر از شور و هیجان بودم و دنبال فعالیت‌های مدنی و اجتماعی، اما این شور و هیجان خیلی دوامی نداشت. من ورودی سال 87 بودم و نیم‌سال دوم درس‌خواندنم به وقایع 88 و برخوردهای بعد از آن گذشت. اتفاقاتی که هنوز بعد از یازده سال، وقوعشان در من زنده است. آن روزها پر از سرخوردگی بودم. هیچ کاری به نظرم سرانجامی نداشت. انجام هر کار گروهی و تشکیلاتی به نظرم مسخره می‌آمد و دیگران هم بهتر از من نبودند، اما امیدوارتر چرا. یکی از دوستانم با همین امیدواری بیشتری که داشت، چندنفرمان را صدا زد که کاری برای مناطق محروم بکنیم.