سوگند 1391
داستان در مورد زن و شوهر هنرمندی است که به دلایل مشغله کاری قصد بچه دار شدن را ندارند ولی بعد از مرگ خواهر و شوهر خواهر این زوج هنرمند مجبور به نگه داری از کودک ده ماهه ی آنها به نام سوگند می شوند و...
داستان در مورد زن و شوهر هنرمندی است که به دلایل مشغله کاری قصد بچه دار شدن را ندارند ولی بعد از مرگ خواهر و شوهر خواهر این زوج هنرمند مجبور به نگه داری از کودک ده ماهه ی آنها به نام سوگند می شوند و...
رعنا که دو فرزند به نامهای بهزاد و ستایش از همسر سابق خود اتابک سپهری داشته، در ۲۴ سال قبل پس از جدا شدن از اتابک و ازدواج با جهان ملکپور، دخترش ستایش ربوده میشود. او با گذشت سالها همچنان در فراق دخترش غمگین است.او بارها برای پیدا کردن ستایش تلاش کرده و آخرین کسی که ادعای ستایش را کرد یلدا بود که او نیز از آزمایش موفقیتی به در نبرد. رعنا برای همسر پسر خود، بهزاد، دختر عمهاش، مهتاب، را در نظر گرفتهاست. اما پس از مدتی بهزاد مهتاب را فراموش کرده و با یلدا ازدواج میکند.
آزاده نامداری از اینستاگرام خداحافظی کرد و همه پست هایش را پاک کرد. اقدامی که اگر هر شخص دیگری جای او بود، خیلی زودتر انجام میداد!
مردی در شب عروسیاش در یک حادثه تصادف فوت میشود. پس از آن داستان شکل میگیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک میخواهد.
محسن کریمی (دانیال حکیمی) که فردی مذهبی است، متوجه اختلافات و فاصله میان نگاه خود با پسرش سعید (شاهرخ استخری) میشود. مدتی بعد، سعید در تصادفی به همراه دختری ناشناس و دوستش ساسان (نیما شاهرخشاهی) حضور دارد. این موضوع اختلافات میان پدر و پسر را بیشتر میکند. در ضمن پدر سعید با لیلا مشیر (فاطمه گودرزی) که سابقاً با نامزد بود برخورد میکند و تلاش مینماید تا مشکلات زندگی وی را حل کند. در آخر به بیتا تجاوز میشود
این فیلم داستان زندگی مادری است که فرزندش احمد سال هاست که زندگی نباتی دارد و او سال هاست که از خانه بیرون نرفته و از احمد مراقبت می کند. عروسی پسر دومش ایمان است ولی قصد دارد به خاطر احمد به عروسی نرود تا اینکه دختری به نام سحر به خانه آنها می آید و می گوید که احمد را بارها از ایستگاه اتوبوس روبروی خانه شان دیده و برای دیدنش آمده و چند روز بعد تعریف می کند که نامزدش را که بیمار بودهA رها کرده و به خارج از کشور رفته و پس از مرگش عذاب وجدان دارد و ...
داستان این سریال دربارهٔ برادر بزرگتر یک خانواده است که همه او را داداشی صدا میکنند.با فوت پدر خانواده، مسئولیت داداشی دوچندان میشود و با ازدواج کوچکترین برادر و فرزند خوانواده داداشی تصمیم میگیرد به وصیت پدرش اموال را بین خواهر ها و برادر ها و مادرش تقسیم کند که در این میان اتفاقاتی می افتد و...