برچسب شادی احدی فر

بمب خنده 1387

زن و شوهری (نادر سلیمانی و شقایق دهقان) به همراه دو فرزندشان به تازگی ماهواره خریده‌اند. آن‌ها که سعی می‌کنند بچه هایشان را با ادب تربیت کنند، با آمدن ماهواره و کانال‌های بدآموز و بسیار خنده دار این کار مشکل است. آن‌ها ۱۲ کانال را عوض می‌کنند و هربار با برنامه ای مخرب و ناهنجارتری روبرو می‌شوند.

چسب زخم 1401

سریال «چسب زخم» داستان زندگی زنی به نام هماست که به عنوان کمک بهیار در بیمارستانی مشغول به کار است. حادثه ای زندگی «هما» را دستخوش تغییرات قرار می دهد. هما برای رفع مشکلاتش، به عنوان خدمتکار در یک شرکتی خدماتی مشغول به کار می شود.

جایزه بزرگ 1384

داستان دربارهٔ خانواده‌ای است که از نظر مالی وضع مناسبی ندارند. در همین هنگام یکی از آن‌ها به نام «بیژن جمالی» (با بازی مهران مدیری) خبردار می‌شود که در قرعه‌کشی بانک، برنده یک اتومبیل بسیار گرانقیمت شده‌است. او از شنیدن این خبر خوشحال می‌شود و برای گرفتن جایزه به بانک مراجعه می‌کند اما متصدی بانک به او می‌گوید این اتومبیل را به‌طور مشترک با فردی دیگر در اراک به نام «کامبیز باقی» (با بازی رضا شفیعی‌جم و برگرفته از شخصیت صفا در سریال کوچه اقاقیا در قسمت‌های پایانی سریال مذکور) برنده شده‌است. از این زمان به بعد است که ماجراها و مشکلاتی آغاز می‌شود و همه سعی دارند سهم بیشتری از فروش ماشین ببرند که باعث ایجاد وقایع کمدی میشود.

باغ مظفر 1385

این سریال روایتگر داستان مردی به نام مظفر خان زرگنده است که خان یک محله به نام قلهک تهران است و به همراه پدر و مادر و فرزندش در آنجا زندگی می‌کند.

قهوه تلخ 1389

فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...

فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...

فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...

ساخت ایران 2 1396

غلام ( امین حیایی ) در فصل دوم متوجه میشود که یک پسر به اسم امارتو از ژاکلین لوریان دارد مادر بچه و پدر بزرگش فوت کرده ان و تمامی ثروت خاندان لوریان که سرمایه دار بزرگی هست به پسر غلام ارث میرسد غلام همراه با رفیقش فرهاد برای دریافت ثروت لوریان عازم چین میشوند و در انجا با جمشید ( رضا گلزار ) به جستجوی ثروت لوریان هستند که متوجه میشوند لوریان قبل از مرگ تمامی اموال خود را فروخته و جواهرات تبدیل کرده در همین حین یک خلافکار چینی به نام فنک امارتو ( بچه غلام ) به خاطر طلبی که از لوریان داشته گروگان میگره و غلام به دنبال ازادی بچه خودش هست و…