دونالد ترامپ در میان افاضات و حرفهای ضدونقیضی که در مورد هدفش از حمله به ایران زده و دروغهایی که به هم میبافد، اشاراتی الکن به واقعیت هم دارد. مزیت نسبی او در مقایسه با مارهای خوش خطوخالی که پیشازاین دلقک بر صندلی کاخ سفید تکیه زدند، آن است که اهل حاشیه رفتن و پنهان کردن مواضعش نیست و بسیار رکوپوستکنده واقعیت سیاه و تاریک استعمار نو را به عیانترین شکل ممکن به زبان میآورد. به بیان دیگر، آمریکا شیطان بزرگ است ولی تا پیش از روی کار آمدن ترامپ با پوشش دفاع از حقوق بشر سر افراد خوشخیال شیره میمالید، حالآنکه ذهنیت عموی پالانیها نسبتی با ظاهر عوامفریب حرفهای امثال «اوباما»، «کلینتون» و حتی «جرج دبلیو بوش» ندارد. او، دولت آدمکش و سناتورهای کوتوله دورش پس از حمله به کشور ما بدون آنکه شرم کنند، عنوان کردند یکی از اهداف عملیات «خشم حماسی» دسترسی به منابع «نفت» ایران است. حال چرا باید نفت ایران برای دزدان سر گردنه مانند ترامپ و جنگطلبان اهمیت داشته باشد که آنها خطر قرارگرفتن در باتلاق جنگ را به جان بخرند و حملهای همهجانبه را علیه جان، مال و ناموس ایرانی ترتیب دهند؟ ما اکنون در زمانه گذار از نظم چندقطبی به سر میبریم و آمریکا دیگر مانند دوران جنگ سرد و همچنین سالهای ابتدایی فروپاشی شوروی قدرت هژمونیک و قاهر نظم بینالملل نیست. حال این قدرت رو به افول باید تمام تلاشش را به کار ببندد تا دیرتر از موعد مقرر از برج عاج سلطنتش پایین بیاید و رنگ اسلاف متکبرش، یعنی «بریتانیای پیشتر کبیر» را به خود بگیرد.