برچسب سینمای جهان
از «بریکینگ بد» تا «تد لاسو»؛ زندگی واقعی در خانههای مشهور
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، در حالی که سریالهای پربیننده، مکانهای واقعی را به مقاصد گردشگری تبدیل میکنند، ساکنان این خانهها دو روی سکه را تجربه میکنند. از خانم گلندا کنیون در ولز که خانهاش را به موزهای زنده از سریال «گاوین و استیسی» تبدیل کرده تا تنهایی خود را درمان کند تا خانواده کیت فاکس در یورکشایر که خانهشان صحنه فیلمبرداری سریال «امردیل» بود و مجبور شدند با گردشگرانی که به داخل خانه سرک میکشند روبهرو شوند.
در سوی دیگر، خانه والتر وایت در سریال «بریکینگ بد» با نردههای آهنی محافظت میشود، اما هنوز هم طرفداران برای پرتاب پیتزا روی پشتبام تلاش میکنند. اما برای مردمی که واقعا در چنین خانههایی زندگی میکنند، این شهرت میتواند دردسرساز باشد.
کیت فاکس در خانهای در روستای اشولت در یورکشایر غربی زندگی میکند؛ خانهای که در سالهایی که سریال تلویزیونی بریتانیایی «اِمردیل» بهطور کامل در این روستا فیلمبرداری میشد، در آن دیده میشد. او میگوید: «در دوران کرونا مشکلات زیادی داشتیم؛ مردم همینطور وارد خانه میشدند. یک نفر حتی آمد و سرش را از در ورودی داخل کرد. شاید ماهی یکبار کسی پیدا شود که در را باز کند یا کار نامناسبی مثل سرک کشیدن از پنجرهها انجام دهد. مردم هیچ مشکلی با نقض کامل حریم خصوصی شما ندارند؛ اما آدم کمکم به آن عادت میکند.»
محصور شده؛ خانه والتر وایت در سریال «بریکینگ بد» در آلبوکرکی، نیومکزیکو
دخالت و ورود گردشگران به حریم خصوصی، تجربهای مشترک میان ساکنان خانههای مشهور تلویزیونی است. در سال ۲۰۱۵، وینس گیلیگان، خالق سریال «بریکینگ بد»، از طرفداران خواست دست از ادای احترام به این سریال بردارند؛ چراکه آنها صحنهای را بازسازی میکردند که در آن یک پیتزای کامل روی سقف خانهای پرتاب میشود؛ خانهای که نمای بیرونی آن در سریال به عنوان خانه والتر وایت استفاده شده بود.
فیلم| مایکل سی. هال سر صحنه فیلمبرداری فصل دوم «رستاخیز دکستر» (Dexter: Resurrection) در میدان تایمز نیویورک
پاسخ تند جورج کلونی به حملات ترامپ
جورج کلونی، بازیگر و فیلمساز سرشناس هالیوود، پس از آنکه دونالد ترامپ به دلیل دریافت تابعیت فرانسوی او و همسرش، امل کلونی، به شدت از او انتقاد کرد، در بیانیه ای کنایه آمیز و کوتاه، پاسخ رئیسجمهور آمریکا را داد؛ پاسخی که به سرعت بازتاب گسترده ای در رسانه ها پیدا کرد.
تقویم پرهیجان سینما در سال ۲۰۲۳
از فیلمهای جدید مارتین اسکورسیزی و کریستوفر نولان تا قسمت جدید فیلمهای ترسناک «جنگیر» و «جیغ» و دنباله فیلمهای اکشن چون «ایندیانا جونز» و «ماموریت غیرممکن»؛ بخشی از فهرست جذاب فیلمهای رو به اکران سینمای جهان را در سال ۲۰۲۳ تشکیل میدهند.
نقد فروپاشی مفهوم خانواده در «آرسنیک و تور کهنه»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شهزاد رحمتی در این نشست، «آرسنیک و تور کهنه» را یکی از نمونههای درخشان ژانر اسکروبال دانست و درباره پیشینه و اهمیت این اثر توضیح داد. به گفته او، این فیلم بر اساس نمایشنامهای مشهور ساخته شده و محصول دورهای است که جهان با تحولات بزرگی روبهرو بود. نگارش نمایشنامه به اوایل دهه ۱۹۳۰ بازمیگردد و اجرای موفق آن روی صحنه تا سال ۱۹۴۴ ادامه داشت. به همین دلیل، کمپانی سازنده برای جلوگیری از آسیب به فروش نمایش، اکران فیلم را به تعویق انداخت؛ با این حال فیلم پس از نمایش عمومی با استقبال مخاطبان و نقدهای مثبت روبهرو شد و جایگاه خود را بهعنوان اثری ماندگار تثبیت کرد.
رحمتی درباره ژانر اسکروبال نیز گفت این گونه از اوایل دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی محبوبیت داشت و در دوران رکود بزرگ آمریکا به اوج رسید. در آن دوره، مخاطبان برای فاصله گرفتن از فشارهای اقتصادی و مشکلات روزمره به آثار مفرح و واقعگریز روی میآوردند. داستانهای پیچیده و گرهگشاییهای غیرمنتظره از ویژگیهای این ژانر است و تأثیر آن را حتی در سینمای پس از دوران کلاسیک نیز میتوان مشاهده کرد؛ از جمله در برخی آثار برادران کوئن و پدرو آلمودوار.
این منتقد با اشاره به حضور فیلمسازان و بازیگران برجسته در سینمای اسکروبال، از کارگردانانی چون فرانک کاپرا، جورج کیوکر، هاوارد هاکس، مایکل کورتیز و کینگ ویدور و بازیگرانی مانند کری گرانت و کلارک گیبل یاد کرد و «آرسنیک و تور کهنه» را در امتداد همین جریان مهم سینمای کلاسیک قرار داد.
رحمتی همچنین به برخی حواشی تولید فیلم اشاره کرد و گفت فرانک کاپرا در سال ۱۹۴۱، هنگام ساخت فیلم، به خدمت سربازی فراخوانده شد و پیش از اعزام، در فرصتی کوتاه تدوین آن را به پایان رساند. فیلم تا سال ۱۹۴۴ اکران عمومی نشد، هرچند سربازان در همان سالها امکان تماشای آن را پیدا کردند.
او در ادامه، بازی بازیگران فیلم را مورد توجه قرار داد و گفت کاپرا در این اثر از بازی طبیعی فاصله گرفته و به سمت بازیهای اغراقشده رفته است؛ رویکردی که به اعتقاد او با ماهیت ژانر اسکروبال هماهنگ است.
رحمتی در بخش دیگری از سخنان خود، به لایههای زیرین داستان پرداخت و گفت یکی از نکات مهم فیلم، فروپاشی مفهوم خانواده است. در اینجا با تصویری متفاوت از خانواده سنتی مواجهیم؛ خانوادهای که اعضای آن با جنون و جنایت پیوند خوردهاند و خانهای که در ظاهر گرم و دلپذیر به نظر میرسد، در واقع رازهای هولناکی را در خود پنهان کرده است.
او در پایان با اشاره به خوانش نمادین فیلم افزود که برخی، خانه موجود در داستان را نمادی از وضعیت آمریکا در آغاز جنگ جهانی دوم میدانند؛ کشوری که در ظاهر زیبا، آرام و بیآزار است اما در درون، حقیقتی تلخ را پنهان کرده است. به همین ترتیب، خانه فیلم نیز با وجود ظاهر دلپذیر خود، در زیرزمین ۱۲ جنازه را پنهان کرده است؛ موضوعی که امکان خوانش جنایی و در عین حال نمادین اثر را فراهم میکند.
