هتل بسیار بسیار عجیب 1404
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
روزبه برای تحقیق درباره گذشته پدر کمونیست خود در چک اسلواکی سابق به پراگ می رود. وقتی قدم به آپارتمانی می گذارد که پدرش پنجاه سال پیش در آن زندگی می کرد، درگیر تحقیقات پلیس درباره حادثه اخیر در آن آپارتمان می شود.
پسربچه هفت سالهای که با شخصیت بتمن همذات پنداری میکند، دوستانش را تشویق میکند که در تاریکی و با چشمان بسته از پلهها و خیابان عبور کنند و مادرش که از زندگیاش خسته و بیزار است…
ماپان مخترع بازیها و خالق سرزمین بازیووو برای نجات سرزمینش از چنگال سیلوس به دنبال پیدا کردن قهرمانی از میان بچههای زمین است اما ژوبین پسربچه دستوپا چلفتی بدترین انتخاب ممکن برای این کار است.
داستان این فیلم در چهار فصل رخ میدهد:
بهار: داوود (میرسعید مولویان) کارگر یک کارخانهٔ تولید لبنیات در گنبد کاووس است. او یادگیری شرطبندی را از سرمایهگذاری روی کارتهای توتو-برای پیشبینی نتایج فوتبال- آغاز میکند و پس از مدتی به استعداد خود در پیشبینی نتایج پی میبرد. همین اتفاق باعث میشود که او در همراهی با دوستانش عزیز (مجتبی پیرزاده)، یونس (ایمان صیادبرهانی)، محمد (سجاد بابایی)، علی (حامد نجابت)-و نامزدش آیلین (پردیس احمدیه)- کار را رها کرده و زندگی خود را صرف شرطبندی کنند.
تابستان: داوود و دوستانش سطح شرطبندیهای خود را بالا برده و با سودهای به دست آمده از شرطبندیهای پیشین یک خانه میسازند.
پاییز: یونس-که سوارکار مسابقات اسبدوانی است- در شرف یک شرطبندی سخت قرار میگیرد. بین داوود، آیلین و عزیز اختلافاتی صورت میگیرد. داوود تصمیم میگیرد روی مسابقات اسبدوانی شزطبندی کند.
زمستان: داوود پس از چند باخت جدی، تصمیم میگیرد که به تهران کوچ کند…
داستان فیلم دربارهی دختری به نام پروانه است که در حومه شهر تهران صاحب مغازهای است و خانوادهای ضعیف دارد که پدر خانواده در زندان است. فرهاد که همبندی پدرش است با پروانه برای کارهای پدرش هر از گاهی در ارتباط است و به او علاقهمند است. روزی فرهاد به پروانه ابراز علاقه میکند و …
دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) در زمان رانندگی با یک موتورسیکلت که خانواده ای سوار آن بوده تصادف می کند. فردای آن روز او در محل کارش در پزشکی قانونی با جسدی روبهرو میشود که او را میشناخته اما از روبه رو شدن با خانواده متوفی خودداری می کند …