یکی مثل من 1392
یکی مثل من داستان سه زوج جوان است که سه دیدگاه متفاوت درباره ازدواج دارند . یک زوج معتقد است که احساس خوشبختی زن و شوهر در این است که در همه زمینه ها با هم تفاهم داشته باشند . زوج دیگر معتقد است که تضاد احساس خوشبختی است و زوج سوم معتقد است که عشق می تواند خوشبختی زن و شوهر را تضمین نماید.
جعفر که در صدد است ازدواج موفقی داشته باش، از طریق دفتر مشاوره به دنبال همسر متناسب برای خود می گردد. روزی از طریق دفتر مشاوره با دختری به نام گلناز آشنا می شود که تا ۹۰ درصد، با او تناسب و همخوانی دارد. در ادامه این دو نفر با یکدیگر ازدواج می کنند. از سوی دیگر دکتر جوانی به نام سپهر، با دختر لجباز و پرشوری به نام نرگش آشنا شده و آنها نیز با یکدیگر ازدواج می کنند. بر حسب اتفاق، این دو زوج با یکدیگر همسایه می شوند جعفر و گلناز در نهایت آرامش و خوشی و سپهر و نرگس هم دائم با هم جر و بحث و دعوا دارند.
یکبار که جعفر و گلناز، قصد پادرمیانی برای سپهر و نرگس دارند، کم کم زندگی خودشان دچار اختلافاتی می شود، به طوری که جعفر می پندارد اینکه همیشه با همسرش در توافق و آرامش زندگی کنند چندان هم خوب نیست و بد نیست بعضا مخالفت ها و اختلاف نظرهایی هم در این میان وجود داشته باشد. این باور به تدریج باعث بوجود آمدن اختلافات جدی بین جعفر و همسرش شده تا حدی که گلناز به قهر از خانه جعفر می رود. از سوی دیگر ملاطفت ها و صبوری های گلناز، روی نرگس تاثیر مثبت گذاشته و او تصمیم می گیرد دست از جر و بحث همیشگی با سپهر بردارد.
در نهایت هر دو خانواده که به اشکالات موجود در رفتارشان در زندگی مشترک پی برده اند، زندگی جدیدی را از سر می گیرند."
