دریایی ها 1381
افسر سوم یک کشتی برای مرخصی به خانه باز می گردد.این بار آشنایی با دختری به نام آرزو که مهمان همسایه آنهاست منجر به علاقه مندی وی می شود.
افسر سوم یک کشتی برای مرخصی به خانه باز می گردد.این بار آشنایی با دختری به نام آرزو که مهمان همسایه آنهاست منجر به علاقه مندی وی می شود.
این سریال سرگذشت زنی به نام مدینه را روایت میکند که پس از فوت همسرش، جهان، تصمیم میگیرد کارخانه به جا مانده از وی را اداره کند. او برای این کار از پسر خواندهاش بهمن کمک میگیرد. جهان در کارخانه شریکی به نام عبدی داشته و حالا بهمن برای خریدن سهم شریک شان مبلغ هنگفتی پول نزول میکند، اما ماجرا طوری که مدینه و بهمن انتظار داشتند، پیش نمیرود و عبدی کشته میشود.
مدینه (با بازی پریوش نظریه) که از مرگ شوهرش مطلع شده است، بعد از 20 روز در دریا به همراه پسرش(با بازی مهرداد صدیقیان) به دنبال جسد شوهرش می گردد اما بعد مدتی دست خالی و ناکام از پیدا کردن جسد شوهر به تهران باز می گردد .
مدینه بعد از برگزاری مراسم چهلم و به کارخانه به ارث مانده از شوهرش می رود و در آنجا متوجه تقلب و حقه بازی های شریک شوهر(با بازی مهدی سلطانی) می شود و… . تلاش مدینه برای نجات کارخانه و گرفتن حق فرزندانش از شریک شوهر مرحومش داستان این سریال را می سازد.
ارسطو برای سومین بار عاشق شدهاست و قصد برپایی مراسم عروسی دارد. نقی که در حال ساخت خانه خود است، این مراسم را در همان خانه نیمساز برگزار میکند و شام مراسم را هم هما به عهده میگیرد. اوس موسی (معمار مشهدی ساختمان) به نقی اصرار میکند تا ستونی را وسط خانه نصب کند ولی نقی قبول نمیکند. مراسم برگزار میشود و بعد از شام هنگامیکه همه مشغول رقص و پایکوبی در طبقه دوم هستند ساختمان فرو میریزد و همه مصدوم میشوند. چند هفته از این ماجرا میگذرد و نقی در خانه خواهرش فهیمه سکونت دارد و با ارسطو قهر کردهاست. بهبود (همسر فهیمه) که جنگلبان است به گفته خودش در راه نجات جان پلنگ مازندران از دست شکارچیها با برخورد تیر به لگنش جانفدایی کردهاست و این قصه را همیشه با آب و تاب فراوان تعریف میکند. نقی که چند وقتی است بیکار شده تصمیم میگیرد در مسابقات کشتی پیشکسوتان شرکت کند، او در مسابقه پایانی با دیدن حریف سالخوردهاش دچار غرور شد و کشتی را باخت. ارسطو هم با یک هجده چرخ در اروپا کار میکند. خلاصه بزرگان فامیل نقی و ارسطو را آشتی میدهند. بابا پنجعلی هم توهمی شده و همیشه لیلا (همسر مرحومش) را در کنارش میبیند و با او حرف میزند. وقتی ارسطو برای معاینه بهبود او را به دکتر میبرد، متوجه میشود که یک ساچمه در کمر بهبود باقی مانده و به سمت نخاع او در حال حرکت است. اوس موسی که در حادثه ساختمان هر دو دستش شکسته این مدت در منزل بهبود و فهیمه ساکن بود. ارسطو، نقی و موسی تصمیم میگیرند تا با این بهانه که سر نقی مشکل پیدا کرده بهبود را با خود به تهران ببرند برای انجام عمل چون او از دکتر میترسد و به فهیمه هم هیچ چیزی نمیگویند. بعد از راه افتادن آنها به سمت تهران، معینی (رئیس هیئت کشتی شیرگاه) به در خانه فهیمه میرود و خبر میدهد که نقی باید به جای حریف سالخوردهای که در مسابقات از او شکست خورد به اردوی تیم ملی برود چون سوهانپز (کشتیگیر رقیب نقی) مصدوم شدهاست. هما میترسد که نقی به مسابقات برود و ببازد و مجدد افسردگی بگیرد برای همین تصمیم میگیرد به نقی چیزی نگویند. رحمت (دوست خانوادگی نقی) به منزل آنها میرود و با دهن لقی ماجرای بهبود را لو میدهد و فهیمه که باردار است با اصرار با ماشین رحمت دنبال آنها میروند و با نقی و بقیه همسفر میشوند. ارسطو هم که قصد ازدواج با یک زن چینی به نام چوچانگ دارد متوجه میشود که وی در راه تهران است. خانواده نقی در منزل اوس موسی سکنا میگزینند. نقی و هما و ارسطو هم برای استقبال از چوچانگ به برج میلاد میروند و …
نقی معمولی در گنبد و گلدسته سازی کار میکند و با کامیون ارسطو عامل از طرف محل کارش، مسئول میشود یک گنبد و گلدسته را به روستایی در قشم ببرند. او با خانوادهاش به همراه سرپرست بار راهی تهران میشوند تا گنبد و گلدسته را به صاحبش که در خانه سالمندان زندگی میکند نشان دهند و بعد به طرف مکان نصب بروند و...
داستان چاردیواری دربارهٔ جوانی به نام نادر است که در گذشته درخواست دختر جوان و متمولی به نام مریم را برای ازدواج ظاهری و رسمی قبول کرده. دختر که قصد داشته با این ازدواج در خارج از کشور ادامه تحصیل دهد، حالا پس از چند سال از خارج از کشور برگشته و قصد دارد به ازدواج با نادر خاتمه بدهد. اما در عین حال با همکاری نادر طوری در برابر پدرش صحنهسازی میکند که او و نادر پس از چند سال زندگی مشترک، با هم اختلاف دارند. از سوی دیگر نادر در رابطه با خانواده پدریاش هم دچار مسائلی است که وضعیت او را پیچیدهتر میکند …
این سریال داستان چهار جوان خلافکار است که یک گاو صندوق را که دو هزار سکه بهار آزادی در آن وجود دارد، میدزدند. این سکهها به همت یک مؤسسه خیریه و برای اهدا به زوجهای نیازمند فراهم شدهاست که با دزدیده شدنشان مؤسسه دچار مشکلاتی میشود…
زن میانسالی به نام ثریا (آزیتا حاجیان) که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست دادهاست، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ (همایون ارشادی) که یکی از بیمارها بودهاست، آشنا میشود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج میکنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ (مهران احمدی) قرض میدهد و قرار میشود که سود پول را نیز از او بگیرد...
رسول رفیق میکائیل، به اشتباه قربانی توطئه اشرار میشود. میکائیل (با بازی کامبیز دیرباز)که پلیس سختکوش و پرتلاشی است، برای استقرار نظم و آرامش بیشتر، عزم خود را جزم میکند و با تکیه بر حمایتهای مردم، دل به دریا میزند و…