برچسب سید هوشنگ قادریان

ناگفته‌های مردم اصفهان از ممنوعیت روضه، عبا و عمامه در دورۀ پهلوی اول

همسایه‌ها از پشت‌بام می‌آمدند که آجان‌ها بو نبرند. بعضی آجان‌ها خیلی سخت می‌گرفتند. پیش می‌آمد که مردم توی کوچه‌ها گیرشان می‌انداختند و می‌زدندشان. بعضی‌هایشان دوزار پول که می‌گذاشتند کف دستشان، غمض عین می‌کردند؛ چند تایی هم متدین بودند

خاطرات شفاهی مردم اصفهان از قحطی سال‌های 1296 و 1320

انگلیسی‌ها که غلات را برای سربازهایشان خریدند، غله نایاب شد. اگر آردی هم به دستمان می‌رسید سیاه بود. نمی‌دانستیم آرد گندم است یا جو. چیزی قاتی‌اش کرده‌اند یا نه. جمعیت زیادی دم نانوایی صف می‌گرفتند؛ اما به خیلی‌هایشان نان نمی‌رسید. گرسنگی آنقدر زور داشت که مردم برای همین نان سیاه، همدیگر را تکه‌پاره کنند.