برچسب سید مهرداد ضیایی

سرکوفت 1397

مجید(وحید رحمتی) برای خواستگاری از فرشته(ویدا جوان) منتظر بازگشت پدر او از سفر خارج است، در صورتی که بر خلاف تصور او مظفرخان(سید مهرداد ضیایی) از زندان آزاد شده و به خانه باز می گردد. از آنجا که خانواده مجید کاملا موجه و متشخص بوده و بر خلاف آنها پدر، برادر (محمد معماریان) و پسرخاله فرشته (محمد امین كریم پور) همگی خلاف کار هستند، مظفر خان نگران سرکوفت های احتمالی آینده شده و با این ازدواج مخالفت مینماید.بنابراین شرطی برای ازدواج آن ها می گذارد،سیاوش(محمدامین كریم پور) و فرهاد(محمد معماریان) جهت بانجام رساندن شرط مظفرخان نقشه های مختلفی دارند كه اتفاقاتی را رقم زده و...

بچه مهندس 3 1399

«جواد جوادی» در این فصل پا به دانشگاه امیر کبیر می‌گذارد. در همان بدو ورود طی اتفاق غیر مترقبه ای با مسعود و سپس قاسم که از اهالی بیرجند است آشنا می‌شود. گرچه دوستی جواد با این دو کمی دچار چالش بوده اما رفته رفته با یکدیگر رفیق می‌شوند. هر سه دوست با هم پیمان می‌بندند که با سخت کوشی و تحصیل، نخبه شده و به راحتی جذب دانشگاه پورتلند آمریکا که محل سکونت مژگان عباسی است بشوند. آنها در مقطع فوق لیسانس برای آزمایش پروژه خود وارد حریم ممنوعه شده و برایشان مشکلات عدیده امنیتی پیش می‌آورد. مشکلاتی که موجب می‌شود جواد به آینده اش و رسیدن به پورتلند نگران شود. در ادامه ماجرا خطرهای زیادتری دامن جواد و مسعود و قاسم را می‌گیرد. آنها در این فصل برای رهایی از موانع به نوبه خود اقدام می‌کنند. تیم جهت برای رسیدن به هدف بزرگشان در چند جبهه می‌جنگند. جنگ با رقبای دانشگاه، درگیری با بازار کار و تبعیض‌ها، جنگ برای اثبات خود به مدیران و مسئولین و صاحب صنایع، مرافعه با رئیس سخت گیر و مقرراتی دانشگاه آقای توفیقی، تلاش برای برطرف کردن سوءظنی که سرگرد خوشنام به آنها دارد باعث شده تا این فصل با فراز و فرودهای متعددی مواجه شود. به‌خصوص در میانه نبرد هر سه دوست درگیر مسائل عاطفی هستند یا می‌شوند که راه را برای رسیدن به پورتلند دشوارتر می‌کند… در پایان داستان، جواد از رفتن به پورتلند و ازدواج با مژگان منصرف می‌شود و تصمیم می‌گیرد با مرضیه، همکار و هم دانشگاهی اش، دختر دکتر توفیقی ازدواج کند.

شرم 1399

روایتگر زندگی چند خانواده است که هر کدام از شخصیت‌های آن گرفتاری‌های خاص خود را دارند که در نهایت همه آن‌ها با یک نخ تسبیحی به هم وصل می‌شوند.

کیمیا 1394

این مجموعه تلویزیونی با محوریت زندگی بانوی جوانی به نام «کیمیا پارسا» با بازی مهراوه شریفی‌نیا در سه مقطع زمانی قبل و حین انقلاب، آغاز جنگ، دوران جنگ ایران و عراق و زمان حال روایت می‌شود.

شهریار 1384

این مجموعه تلویزیونی پیرامون زندگی محمدحسین شهریار از دوران کودکی تا درگذشت اوست. داستان این مجموعه تلویزیونی از سال‌ها قبل در اواخر دوره حکومت قاجار روایت می‌شود. سید اسماعیل، یکی از وکلای مشهور تبریز که در جنگ و شورش این شهر، چند فرزند خود را از دست داده، پس از به دنیا آمدن فرزندی از همسرش، کوکب خانم تصمیم می‌گیرد برای حفظ فرزند آخر خود، او را به روستای خوشکناب نزد خواهرش بفرستد. مردی که بعدها به شهریار معروف می‌شود تا پایان دوره کودکی در این محل می‌ماند و در این سال‌ها با ابراهیم ادیب آشنا می‌شود مردی که بعدها در زندگی او تأثیر زیادی دارد.

نجلا 1399

قصهٔ سریال نجلا در سال ۱۳۵۸ می‌گذرد و دختری به یک پسر عاشق در آن اوضاع آشفته و نا امنی‌ها وعده‌ای می‌دهد که طی آن اگر پسر بتواند او را از مرز ایران و عراق رد کند و به زیارت اربعین برسد، در قبال عشقش به او پاسخ مثبت می‌دهد، اما همهٔ این‌ها در طول مسیر دست‌خوش اتفاق‌هایی می‌شود.

آشپزباشی 1387

داستان این سریال دربارهٔ زوجی به نام اکبر عالی‌مقام (با بازی پرویز پرستویی) و مینو خیرخواه (با بازی فاطمه معتمدآریا) است که دارای چهار فرزند و صاحب رستوران بزرگی در تهران هستند. مصاحبه مینو در تلویزیون موجب اختلاف این دو نفر می‌شود و تصمیم به جدایی از هم میگیرند؛ که این موضوع سرآغاز اتفاقات گوناگون می‌شود ...